فراوری: یاسمن پیشوایی- بخش هنری تبیان

حبیب محبیان صبح 21 خرداد در روستای نیاسته رامسر بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت. حبیب یكی از خوانندگان و آهنگ سازانی بود كه از شش سال قبل وارد ایران شد. بازگشت او به ایران در سال 1388 با حاشیه های زیادی همراه بود و نحوه ورود او به ایران را مورد سوال قرار داد.
برخی بر این باورند که سمیر زند (محمدحسین خزعلی) که کلیپی با حبیب منتشر کرد، عامل بازگشت این خواننده به ایران بود ولی بررسی ها نشان می دهد، پایمحمود احمدی نژاد در میان است. او به طورکلی معتقد به کمی آسان گیری در حوزه های فرهنگی بود و برنامه هایی برای بازگشت برخی خواننده های قبل از انقلاب داشت. زمینه بازگشت حبیب به ایران را نیز می توان تا حدودی تصمیم وی دانست چراکه شنیده ها حاکی است پس از آمدن حبیب به ایران، دیداری با احمدی نژاد و یکی از نزدیکان خاص احمدی نژاد داشته است اگرچه این دیدار هم نتوانست مشکل حبیب در ارائه آلبوم و برگزاری کنسرت در ایران را برطرف کند.
با آنکه خانواده حبیب موفق نشدند اجازه دفن وی را در قطعه هنرمندان بهشت زهرا در تهران بگیرند، اما تصمیم برآن شد که برای او مراسم ختمی در تهران برگزار گردد و همزمان با همین مراسم، صحبت از نامه ای شد که گویا حبیب در دوران ریاست احمدی نژاد به او نوشته و از وی طلب یاری کرده است.بلافاصله محمد محبیان، پسر حبیب صحت چنین نامه ای را رد کرد و گفت پدرش هیچ گاه به احمدی نژاد نامه ننوشته است.
حجت جمشیدپور، مدیر برنامه های حبیب محبیان، نیز درباره صحت وسقم این نامه اظهار بی اطلاعی كرد و گفت: «نمی دانم چطور بعد از این همه سال چنین نامه ای منتشر شده است؟» او در پاسخ به دلیل عدم مجوز فعالیت حبیب در ایران گفت: «تا آنجایی كه من می دانم، چنین نامه ای نوشته نشده و رحیم مشایی در دیداری حضوری قول مجوز به حبیب داده بود و هیچ وقت به او نگفتند كه چرا نمی تواند در ایران فعالیت كند. حتی سال گذشته دوباره از طریق دوستان نزدیكشان برای مجوز اقدام كرد و وقتی از او پرسیدم چرا شخصا به ارشاد یا نهادهای دیگر مراجعه نمی كند، گفت كه دوست ندارم به صورت علنی درخواستم رد شود. از طرف دیگر حبیب تمام زندگی اش در آمریكا را فروخته بود و به نوعی پل های پشت سرش را برای بازگشت خراب كرده بود و همه اینها نشانگر امیدواری حبیب به گرفتن مجوز و فعالیت در ایران بوده است.»
به هرحال اگر این نامه واقعی هم باشد، انتشار آن در روزهای پس از مرگ حبیب محبیان، واکنش گسترده کاربران شبکه های مجازی را در پی داشته است.

روزنامه شرق در گزارشی به واکاوی ابعاد این نامه که اول بار توسط خبرگزاری فارس منتشر شد، پرداخت و تلاش کرد که این پرسش را در ذهن خواننده ایجاد کند که اصلا نوشتن این نامه چه سودی داشت و چرا بعد از این همه وقت نامه پیدا شده و اصلا چطور پیدا شده است؟ و چه کسانی از انتشار این نامه سود خواهند برد و از این آب گل آلود طمع صید ماهی دارند؟
اما خبرگزاری فارس نیز بی کار ننشست و روز بعد تصویری از نامه حبیب به احمدی نژاد را منتشر کرد

متن این نامه که در آذرماه سال 1388 به دبیرخانه مربوط ارجاع داده شده به شرح زیر است:
بنام خدا
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای محمود احمدی نژاد
با سلام و عرض ادب
با احترام به استحضار می رساند اینجانب حبیب محبیان یکی از هنرمندان مردمی این مرز و بوم که سال ها در عرصه موسیقی و ترانه سرایی فعالیت حرفه ای داشته ام، بعد از انقلاب اسلامی به دلایل شخصی به همراه خانواده از کشور عزیزم هجرت کرده و سال ها در غربت زندگی سختی را پشت سر گذاشته ام.
رئیس جمهور محترم! جالب است بدانید، که حتما می دانید، آقایانی که الان در پوستین اصلاحات دم از آزادی، حقوق بشر و حقوق شهروندی می زنند، در اوایل انقلاب با تنگ نظری و بی تدبیری خود باعث بوجود آمدن فضای بی اعتمادی و وحشت در بین برخی از هموطنان گردیدند بطوریکه تعدادی از آنها با چشمانی گریان مجبور به ترک وطن خود شدند بدون آنکه تقصیری داشته باشند، که من هم از جمله آنها هستم.
جناب آقای احمدی نژاد ریاست محترم جمهور، بنده به صراحت و با صدای بلند اعلام می کنم که اینجانب دارای عرق ملی و اسلامی بوده و اعتقاد راسخ به قوانین جاری کشور دارم و از وطن فروشان خودفروخته ای که سر به آخور استکبار و صهیونیسم جهانی دارند متنفر بوده و در هیچ زمانی با آنها همکاری و ارتباطی نداشته و ندارم و دامن به خیانت نیالوده ام. البته به این موضوع اذعان دارم که عمر و جوانی ام که سرمایه اصلی زندگی ام بود را در خارج از کشور از دست داده ام و شاید هم کوتاهی هایی داشته باشم.
اما با قلبی مملو از عشق به وطن و امید به آینده همچنان پرنشاء فعال و با کوله باری از تجربه امید به آینده ای روشن دارم.
برادر عزیز، زمانی نه چندان دور رزم آرا نخست وزیر پهلوی با خفت اعلام کرده بود ما نمی توانیم لول هنگ آفتابه بسازیم تا برسد به ملی شدن صنعت نفت!! اما بعد از انقلاب اسلامی با همت مردم شریف ایران و رهبری بی نظیر امام خمینی (رحمت الله علیه) و مقام معظم رهبری و مواضع مقتدرانه جنابعالی شعار «ما می توانیم» به تحقق رسیده و نتایج درخشانی در پی داشته است که این افتخارات مورد مباهات همه ملت ایران می باشد.
امضا: حبیب محبیان
به هر ترتیب حبیب اصلاح طلب بود یا ضد اصلاح طلب، در روند زندگی او هیچ تأثیری دیده نشد. این هنرمند که شاید بتوان او را یکی از کم حاشیه ترین هنرمندان حوزه موسیقی دانست، با امید فراوان به ایران بازگشت اما نه در دولت قبل و نه در دولت فعلی، نتوانست مجوز برگزاری کنسرت و یا انتشار آثارش را بیابد؛ و حتی بعد از مرگ نیز مناقشه بر سر دفن او در قطعه هنرمندان به نتیجه نرسید و در شهرستان محل اقامتش دفن شد. شاید اگر آن طور که همسر حبیب گفته، مردم حبیب را بزرگ نمی کردند، این هنرمند نیز در بی خبری و بی کسی، دفن می شد.
منابع:
عصر ایران
شرق
فارس
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 17:48

این ها جمله های بهرام محمدی فرد - عکاس جنگ - به مناسبت سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران است.
محمدی فرد در نخستین تجربه ی عکاسی اش از شرایط دشوار و خطرناک جنگی، با مصطفی چمران همراه بود. در عملیاتی پارتیزانی که محمدی فرد همراه چمران و نیروهایش به چند قدمی دشمن رفت، عکس هایی با دوربین اش به ثبت رسید که نمودی از حال و هوای آن روزهای یکی از معروف ترین فرماندهان جنگ است.
در یکی از عکس هایی که محمدی فرد در این عملیات گرفته، چمران در راه بازگشت از عملیات، گوشه ای را برای استراحت خود و نیروهایش در نظر گرفته و با چهره ای خسته و نگاهی خاص، به دوربین محمدی فرد خیره شده است. محمدی فرد داستان ثبت این ژس را به مناسبت 31 خردادماه (سالروز شهادت مصطفی چمران) روایت کرد.
این عکاس درباره ی حضورش در این عملیات گفت: این عکس در اولین عملیاتی که همراه مصطفی چمران بودم، در منطقه «ده خرما» گرفته شد. در این عملیات، مصطفی چمران و گروهش قرار بود یک عملیات پاتیزانی انجام دهند و ضربه ای را به دشمن بزنند و بازگردند. این عکس زمانی ثبت شد که چمرانِ خسته در راه طولانی برگشت، زمانی را برای استراحت در گوشه ای توقف کرد.
او ادامه داد: آن روز به دلیل اضطرابی که داشتم، نتوانستم عکس های زیادی بگیرم. در عکسی که گرفته ام نیز نمی دانم در ذهن چمران چه می گذرد. هیچ وقت هم در این باره با او صحبت نکردم. حضور در این عملیات، اولین تجربه ای بود که در آن، سبک خاصی از جنگ را تجربه می کرد و بسیار برایم جالب بود. در کنار جالب بودنش خیلی هم ترسیدم، چون نیروها بسیار به دشمن نزدیک شده بودند.
محمدی فرد همچنین اظهار کرد: چمران بسیار رفتار مهربانانه ای با من داشت. روز قبل که به دیدن او در کاخ استانداری اهواز رفتم، به من گفت نمی ترسی همراه ما بیایی؟ آن موقع که 20 سالم بود و غرور داشتم، گفتم نمی ترسم، اما آنچه را که در عملیات اتفاق افتاد، فقط در فیلم ها دیده بودم. وقتی جلو رفت تا وضعیت دشمن را بررسی کند، من را هم همراه خودش برد. آن لحظه ای که گفت سرم را بلند و آرام به روبه رو نگاه کنم، تمام بدنم را عرق سردی پوشاند.
این عکاس اضافه کرد: چیزی که در ذهنم خیلی پررنگ مانده، این است که حتی یک بار ندیدم چمران عقب تر از نیروهایش حرکت کند. همیشه جلو و پیشاپیش آن ها بود. حرکت او خیلی برایم عجیب بود. به نیروهایش می گفت عقب بمانند تا خودش برود جلو و نگاهی به وضعیت دشمن بیندازد. او هیچ وقت پشت سر کسی حرکت نمی کرد.
ایسنا
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 17:48

این نمایشگاه توسط مؤسسه فرهنگی و هنری باران شهمیرزاد برپا شده است.
در این نمایشگاه، آثار خوشنویسی، صنایعدستی و هنرهای خانگی شامل گلسازی، شمارهدوزی ،چهل تیکه، گلیم، جاجیم، چادرشب، لباس سنتی، کیف، چرمسازی، سفال و نمادی از ساختمان قدیمی و سنتی با لوازم خانگی به نمایش گذاشته شده است.
نمایشگاه دائمی صنایعدستی و هنرهای تجسمی در شهر نمونه گردشگری بینالمللی شهمیرزاد دورهای است و در طول سال از همه هنرمندان دعوت میشود تا آثار خود را در این نمایشگاه دائمی عرضه کنند و به نمایش بگذارند.
این نمایشگاه با توجه به شعار "اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل" و با هدف ایجاد اشتغال خانگی و عرضه محصولات و تولیدات هنرمندان بهویژه بانوان بهصورت مستقیم در این نمایشگاه و کمک به اقتصاد خانواده در برپا شده است.
نمایشگاه دائمی در خانه خورشید در بلوار امام خمینی (ره) شهمیرزاد، جنب بانک ملی شهمیرزاد آماده بازدید علاقهمندان است.
نمایشگاه دائمی صنایع دستی و هنرهای تجسمی در شهر نمونه گردشگری بینالمللی شهمیرزاد در روزهای پنجشنبه و جمعه و ایام تعطیل صبحها از ساعت ١٠ تا ١٣ و عصرها از ساعت ١٧ تا ٢٢ شب و در سایر روزها عصرها از ساعت ١٧ تا ٢٢ آماده پذیرایی از بازدیدکنندگان و گردشگران است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 3:50

دو کودک 5 و 8 ساله با اجرای هنر نقالی در پردیس فرهنگی قرآنی فصل نیایش که در پارک قیطریه تهران برگزار میشود مورد استقبال و تحسین مردم روزهدار قرار گرفت.
استاد کرم زاده که تاکنون بیش از 200 کودک را برای حفظ شاهنامه و اجرای هنر نقالی آموزش داده در این باره گفت: در عصری که بیشتر اوقات کودکان و نوجوانان صرف گذراندن وقت در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی شده است، آموزشهای هنری بهویژه هنر باستان همچون نقالی که از جلوههای اصیل در نمایشهای سنتی ایران است، میتواند بهترین ارتباط با مخاطب را که بر پایه سنت قصهخوانی و برخوردار از یک نوع آگاهی و تسلط بر قواعد و آموخته است، برقرار کند.
او که بازنشسته وزارت آموزشوپرورش است از این هنر دفاع میکند و میگوید: نقال یکی از چهرههای مهم در بازیگری سنتی ایران است و هنر نقالی نیز همچون دیگر نمایشهای سنتی بر اساس ضرورتهای اجتماعی پدید آمده و تا به امروز به ما رسیده است.
علاوه بر اجرای نقالی از دیگر برنامههای شب چهارم نمایشگاه فرهنگی قرآنی فصل نیایش میتوان به اجرای نمایش طنز با موضوع دفاع مقدس و نمایش عروسکی و برگزاری مسابقه برای کودکان اشاره کرد که با استقبال بازدیدکنندگان همراه بود.
نمایشگاه فرهنگی قرآنی فصل نیایش تا پایان ماه مبارک رمضان همهروزه از ساعت 19 الی 23 در پارک قیطریه تهران برگزار میشود.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 3:50
سمیه رمضان ماهی- بخش هنری تبیان

یکی از سنت های زیبا در ماه رمضان، تلاوت و انس هرچه بیشتر با کلام الله مجید است. در همین راستا هر ساله با آغاز ماه مبارک رمضان، نمایشگاه قران در تهران، آخرین دستاوردهای قرانی را عرضه می داد.
نمایشگاه قران، بیش از آن که نمایشگاه کتاب باشد و دستاوردهای تحقیقی و علمی در آن عرضه گردد، یک نمایشگاه هنری است؛ به طوری که بخش های هنری آن از پرمخاطب ترین قسمت های این همایش باشکوه است. مثلا موزه آستان حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) که در آن گرانسنگ ترین نسخ قرآنی و ادعیه مذهبی از ادوار گوناگون اسلامی نگهداری می شود، و با توجه به اینکه خروج آثار خطی از گنجینه موزه با حساسیت هایی روبروست، اما سیزده دوره است که منتخبی از گنجینه فاخر خود را در نمایشگاه قران، به بازدید عمومی قرار می دهد.
و یا موزه هنرهای دینی امام علی(ع) امسال برای نخستین بار در طول 24 دوره برپایی نمایشگاه بین المللی قرآن کریم در این رویداد بزرگ قرآنی شرکت کرده و در قالب غرفه ای که در طبقه دوم شبستان مصلای امام خمینی(ره) واقع شده، 35 اثر قرآنی در حوزه های خوشنویسی، تایپوگرافی اسماء الحسنی و تصویرگری دینی را ارائه داده است.
نوع تذهیب های به کار رفته در این نسخه به صورتی است که هیچ صفحه ای با صفحه دیگر از نظر نقش و فرم برابر نیست و بدین ترتیب دربرگیرنده 176 نقش مذهب متنوع و ناهمسان است.

نگارش این قران به خط زیبای ثلث است که در مدت زمان 7 سال بدست استاد ماهرویی انجام پذیرفته؛ ایشان هنر آموخته مکتب اساتیدی چون استاد احمد عبدالرضایی، استاد موحد و مفتخر به اخذ مقام استادی و نشان درجه یک هنری، خوشنویس منتخب در اولین همایش جهان اسلام 1365 است. از دیگر افتخارات وی، خوشنویس برگزیده در 6 جشنواره خوشنویسی داخلی، حضور در سه نمایشگاه خوشنویسی بین المللی کویت، ارمنستان و ترکیه، شرکت در اولین همایش بزرگ کتابت قرآن کریم است.
خط ثلث استفاده شده با توجه به توضیحات تخصصی استاد، در عرض 1.3 سانتیمتر و رعایت تناسب با کتابت 25 سطر در هر صفحه انجام پذیرفته و نگارش و اعراب گذاری آن به تایید آیت الله محمد صافی رسیده است. لازم به ذکر است که ثلث به عنوان عروس خطوط اسلامی و زیباترین انواع خء چند سده ای است که به عنوان خط کتابت قران بکار نرفته است.

تمامی صفحات با نقوش اسلیمی ایرانی تزئین شده؛ طراحی نقش اختصاصی بین آیه ها و سوره ها با استفاده از چنگ اسلیمی و طراحی پشت تمامی صفحات با نقوش اسلیمی ایرانی انجام پذیرفته است.
نوع تذهیب های به کار رفته در این نسخه به صورتی است که هیچ صفحه ای با صفحه دیگر از نظر نقش و فرم برابر نیست و بدین ترتیب دربرگیرنده 176 نقش مذهب متنوع و ناهمسان است. طراحی نقوش ظریف برای صفحات افتتاحیه، استفاده از نقوش مکتب اصفهان و دوره صفویه از دیگر ویژگی های خاص و قابل توجه در این نسخه است.
این قران به غایت بدیع و منحصر به فرد، توسط کادری متشکل از بهترین و پرسابقه ترین هنرمندان این عرصه مدیریت شده است:
استاد رسول معتمدی، فارغ التحصیل هنرهای تجسمی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و دارای حکم استادی و نشان درجه یک هنری از استاد محمود فرشچیان، مسئولیت این پروژه را بر عهده داشته و در سمت مدیر این کار را به اتمام رسانده اند.
استاد مجید صادق زاده، دارای مدرک درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مدیریت بخش تذهیب این اثر نفیس را برعهده داشتند.
تذهیب این قرآن به صورت صفحه به صفحه انجام شده و در پشت صفحه ها از یک شمسه استفاده شده که هر شمسه مزین به نامی از اسماء الله است و در در نهایت 175 اسم اعظم خداوند سبحان در این شمسه ها نگارش شده است.

صحافی این قرآن نیز به گونه ای است که می شود آن را برگ برگ کرد و به صورت نمایشگاهی درآورد.
تصحیح آیات قرآنی این کار را نیز آیت الله عظمی حاج محمد صافی و حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین شریفی نیا انجام داده اند.
تمامی موارد ذکر شده سبب شده تا آقای مهرداد جان فزا به عنوان تهیه کننده پروژه، معتقد باشد این قرآن به دلیل ویژگی های منحصر به فرد و کیفیت بسیار بالای بکار رفته در آن، می تواند به عنوان نماینده و سفیر فرهنگ و هنر ایران در جهان معرفی گردد.

حداقل در دو دوره اخیر بخش هنری نمایشگاه قرآن به سبب رویکردی شتابزده و اغلب غیرکارشناسی نتوانسته است تأثیر فرهنگی مناسبی بر مخاطبان بگذارد و همین موضوع سبب افول بخش هنری این نمایشگاه در دوره های اخیر شده است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 3:50
آذر احمدی هنرمند نقاش که آثار او در گالری ماه به نمایش گذاشته شده است درباره این نمایشگاه که "پشت پرده" نام دارد به خبرنگار تجسمی هنرآنلاین گفت: کار روی این مجموعه را از حدود یک سال پیش آغاز کردم؛ این مجموعه دغدغههای ذهنی من است که از اتفاقات روزمره نشات گرفته و به این شکل تصویر شده است. این نمایشگاه "پشت پرده" نام دارد و من سعی کردهام از آنچه پشت پردههای ذهن ما وجود دارد صحبت کنم. وقتی این پردهها از ذهن ما کنار می رود فضای زیبای بهشتی پیدا می شود.
وی افزود: فضاهایی که در این نقاشیها وجود دارد بیشتر به نگاهی صادقانه اشاره میکند که مسائل را با اعداد، ذهن، رقم و اندازه نمی سنجد و اگر هر کسی بتواند به این شکل از کارکرد ذهن آگاه شود و از آن عبور کند حقایق برای او آشکار خواهد شد.
این هنرمند درباره استفاده از فضاهای ساده آثارش نیز اظهار کرد: دوست داشتم عناصر را به شکلی نشان دهم که ذهن روی آنها گیر نکند نمیخواستم پیام مستقیمی به مخاطب بدهم و یا چیزی را به او دیکته کنم. بخشی از کارهای این نمایشگاه بیشتر مثل شعرهایی هستند که مخاطب باید آنها را بخواند و برداشت خود را داشته باشد. مجموعه تجربیات زندگی خودم باعث به وجود آمدن این فضاها شده است.
احمدی با اشاره به فضای رمزآمیز این آثار گفت: مخاطب از آنچه در تابلوها دیده میشود میفهمد که چیز دیگری پشت پردهها وجود دارد. در بخشی از کارها چشم هایی در تابلو دیده می شود که حتی این چشم ها نیز رازی دارند، من دوست داشتم همه عناصر نقاشیهایم توانایی دیدن داشته باشند و بتوانند از درون به بیرون و بیرون به درون ارتباط برقرار کنند به همین دلیل است که جتی زمین، برگ و خورشید نیز چشم دارند زیرا میخواهند بگویند که همه هستی آگاه است و می بیند.
این هنرمنند نقاش با اشاره به اینکه این نمایشگاه آثاری در سه فضای مختلف را در خود دارد افزود: البته همه این آثار متعلق به یک دوره زمانی هستند و مضمون مشترکی دارند اما شیوه بیانی آنها با هم متفاوت است.

آذر احمدی در یادداشتی بر نمایشگاه خود نوشته است: "ازدحام و فشردگی اطلاعات، پیچیدگی زندگی، قدرت ذهن و معانی دوگانه و رو در رو که هر یک دیگری را مینماید و میپوشاند. آنچه باعث شد مجموعه "پشت پرده" شکل گیرد حجابهایی است که ما هر روزه با آن زندگی میکنیم، پردههایی که بر آن نقش میزنیم و زیبایی حیات را در عین نمایاندن مخفی میکنیم. با هر توضیحی، پردهای بر آنچه کشیدهام، کشیده میشود و اگرچه به ذهن، شفافتر آید اما، دورتر است . ویژگی دوگانهای که کل حیات را در بر گرفته است."
نمایشگاه پشت پرده تا 8 تیر ماه در گالری ماه به نشانی خیابان آفریقا، كوچه گلستان، شماره 26 ادامه دارد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت: 1:19

امیرحسین آقامیری هنرمند عرصه نگارگری و تذهیب كشور درباره تبلیغات محیطی در ماه مبارك رمضان و استفاده از هنرهایی همچون تذهیب و نگارگری در این گونه تبلیغات، اظهار كرد: هنر نگارگری و تذهیب با ریزه كاری های فراوانی همراه است و باید در جای خود ارائه شود.
وی ادامه داد: تنها هنر ایرانی و اسلامی همین هنر تذهیب و نگارگری كشور است. اینكه مردم شناخت كلی نسبت به این هنر پیدا كنند خوب است، اما من دیده ام برخی از این گونه آثار در تقاطع ها و اتوبان هایی نصب شده اند كه اساسا فرصت دیدنشان وجود ندارد. هر كاری را باید بنیادی انجام داد.
این هنرمند عرصه نگارگری و تذهیب كشور خاطرنشان كرد: در چند سال اخیر كشور امارات، مسابقات و نمایشگاه هایی با عنوان «البرده» را برگزار كرد و بسیاری از بهترین آثار ایران و تركیه را كه در هنر تذهیب سرآمد هستند جمع آوری كرد. البته هنرمندان تركیه نیز، هنر خود را وامدار ایران هستند. در این مسابقات كه در دبی برگزار شد، آثار اول تا پنجم را انتخاب و برای مجموعه شان خریداری می كنند و چند سال است كه این كار با هدف جمع آوری آثار تذهیب در موزه هایشان صورت می گیرد و سعی دارند هنر تذهیب را هنری عربی معرفی كنند. در واقع این آثار را در كشورهای مختلف به نمایش می گذارند و می خواهند هنر تذهیب را به نام خود كنند.
آقامیری ضمن ابراز تاسف از فعالیت های كشور امارات در زمینه هنر تذهیب، گفت: البته این اتفاق باعث شد سطح تذهیب در ایران هم به شدت رشد كند. اما اینكه سعی دارند تذهیب را به نام خود كنند اتفاق خوبی نیست و باید سعی كنیم با برنامه های مختلف فرهنگی و هنری و حمایت از هنرمندانمان، این هنر را حفظ كنیم.
وی اظهار داشت: بسیاری از آثاری كه در سطح شهر بر روی بیلبوردها به نمایش گذاشته شده، در موزه هنرهای معاصر تهران موجود است و سال هاست كه به نمایش درنمی آید. در صورتی كه آثار خوب در موزه لوور فرانسه در معرض دید عموم است و همین موضوع باعث جذب توریست برای این كشور و شهر پاریس می شود. بسیاری به موزه لوور می روند تا تابلوی مونالیزا را از نزدیك ببینند و این تابلو هم همیشه بر روی دیوار است. اما اینكه چرا بسیاری از آثار مطرح موجود در موزه هنرهای معاصر تهران مخفی شده، سوالی است كه هنوز برای آن جوابی نیافته ام و اگر می خواهیم كاری برای هنرهای تجسمی كنیم، باید كارهای اساسی باشد.
آقامیری همچنین درباره قابلیت های هنر تذهیب و نگارگری در مناسبت هایی همچون ماه مبارك رمضان، گفت: هنر تذهیب هنری كامل كننده است. قابلیت های بیانی كه یك تابلوی تصویری دارد از تابلوی تزئینی بیشتر است. هنر تذهیب نیز بیشتر جنبه تزئینی دارد. از زمانی كه مسلمانان به فكر تزئین معابد و مساجد خود افتادند، هنری را ابداع كردند كه انتزاعی از فرم های حیوانی و گیاهی است. این را ساده كردند، مظاهر مادی را از آن گرفتند و شكلی تزئینی به آن دادند كه مظاهر مادی در آن وجود نداشته باشد و نمازگزاری اگر رو به رویش تذهیب باشد، جلب توجه نمی كند و كراهت ندارد. چرا كه مادیت در آن نیست. به همین دلیل می توان از آن تنها به عنوان هنری تزئینی استفاده كرد. اما تصویر نگارگری به دلیل این كه موضوعی است و برآمده از مضامین و مفاهیم است و رنگ ها، فرم ها و ... بر اساس موضوع انتخاب می شوند، تاثیرگذاری بیشتری دارد و می تواند در فضاسازی و انتقال مفهوم كمك كند.
انتهای پیام/
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 3:57

امیر هوشنگ للهی، مدیر موزه عکسخانه شهر درباره ویژگی عکس های ماه رمضان اظهار کرد: سال هاست که من عکاسی می کنم و در حوزه عکس های مذهبی نیز به نسبت آگاهی دارم، اما تمام این سال ها بیشترین رویکردی که درباره ماه رمضان در عکس ها دیدم، نگاهی مستقیم به موضوع بوده است، یعنی نمادها مد نظر قرار گرفته اند. این نکته نیز به خودی خود امری نکوهیده نیست، اما وقتی که تمام عکس ها در این شکل خلاصه می شود جذابیت اولیه این نوع نگاه از بین می رود.
وی افزود: وقتی از سطحی نگری سخن می گویم منظورم بی ارزش کردن عکس هایی که در آن به مناسک ماه رمضان یا شب های قدر و تلاوت قرآن پرداخته می شود، نیست، اما معتقدم در حوزه رمضان می توان عکس های بسیاری گرفت که به نوعی بیانگر ارزش های رمضان است. برای نمونه در روایات مختلف داریم که روزه نوعی همراهی با مستمندان است، اما آیا خداوند می خواست که ما تنها با غذا نخوردن به فکر انسان ها باشیم، مسلماً جواب خیر است، زیرا این گرسنگی و تشنگی باید عاملی باشد تا ما عملاً به مستمندان کمک کنیم تا در آینده نیازمندی باقی نماند.
نگاه متفاوت به ماه رمضان در هنر عکاسی
این عکاس ادامه داد: با توجه به توضیح فوق، عکس هایی که در آن به ایتام پرداخته یا به فقیری غذا داده می شود نوعی عکس رمضانی است. رویکرد ذکر شده تنها یک نوع نگاه متفاوت به ماه رمضان است. نمونه دیگر به عکس هایی بر می گردد که ما از مدافعان حرم داریم. در رمضان به نوعی با نفس اماره جهاد می شود، اتفاقی که در مدافعان حرم روی داده و آنها با پا گذاشتن روی نفس خود، دور از خانواده و وطن به جهاد برخاسته اند تا خانه ظلم را ویران کنند.
للهی گفت: متاسفانه نگاهی عمقی به مناسبت هایی چون ماه رمضان و محرم کمتر در عکس های مذهبی دیده می شود. در این میان من هنرمند را آنچنان مقصر نمی دانم، چون می دانم که وی نیز دوست دارد عکس های زیبا و هنری بگیرد، اما وقتی می بیند که مردم با کارهایی که به طور مستقیم به ماه رمضان می پردازد ارتباط برقرار می کنند، وی نیز برای رضایت آنها سعی می کند و در همان حوزه قدم برمی دارد، البته پیشنهاد می کنم در نمایشگاه هایی که محوریت آن ماه مبارک است عکس ها به نحوی انتخاب شوند که هم در آن عکس های نمادی موجود باشد، هم عکس هایی که اشاراتی غیرمستقیم به موضوع دارند. همانند کاری که ما در مناسبت های مختلف در موزه عکسخانه شهر، انجام دهیم.
وی در پاسخ به این سؤال که موزه عکسخانه شهر در ماه رمضان چه برنامه هایی دارد؟ بیان کرد: ما در این ایام دو نمایشگاه برگزار می کنیم. ابتدا نمایشگاه فردی که هم اکنون برپاست و در آن عکس هنرمند مطرح اتریشی «ژوزف پولروس» به نمایش درآمده است. نکته جالب در این عکس ها نگاهی است که یک هنرمند اروپایی به ماه رمضان دارد. این عکاس سال گذشته در ماه مبارک در کشورمان به عکاسی پرداخت که امروز گلچینی از آثار وی را در نمایشگاه شاهد هستیم.
برپایی نمایشگاه عمومی در شب های قدر
مدیر موزه عکسخانه شهر ادامه داد: نمایشگاهی دیگر از ششم تیرماه در این موزه برپا خواهد شد که در آن عکس های گروهی عکاسان ایرانی به نمایش درآمده است. این عکس ها عمدتاً کارهایی هستند که در آنها به شب های قدر پرداخته می شود. علت انتخاب این کارها نیز این است که در کنار پرداختن به شب های قدر به رفتارهایی پرداخته شود که کمتر در عکس های گرفته شده در ماه رمضان شاهد آن بوده ایم. برای نمونه به آموزش قرآن اشاره می کنم که معمولاً کمتر به آن پرداخته می شود.
این عکاس در بخش پایانی این گفت و گو بیان کرد: یکی از راهکارهای مهم برای این که هنرمندان و عکاسان تشویق شوند تا بیشتر عکس مذهبی گرفته شود، این است که امکان نمایش بیشتر کارهایشان در نمایشگاه ها فراهم باشد، اتفاقی که اگر روی دهد مطمئن باشید جایگاه عکاسی دینی نیز در بین هنرمندان بهتر خواهد شد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 3:57

نباید در مواجهه با تفسیر آزاد و گاه متضاد اثر یا رویدادی هنری برآشفت. زمینه های متنوع فرهنگی و اجتماعی زیست انسانی این حق را به هر بیننده می دهد که برداشتی کاملا شخصی با اثر یا رویداد هنری داشته باشد. این حق فردی در ذات هنر نیز نهفته است. هنر نیز در بطن خود انفرادی است. در نتیجه برخوردهای مخاطبان (چه خاص و چه عام) انفرادی و متفاوت است.
این از ویژگی های هنر معاصر است: «به رسمیت شناختن تکثر آرا به همراه رواداری نسبت به تفسیرهایی که حتی هنرمند از کنار آنها هم عبور نکرده است». هر دو سمت مشغول به کار خود هستند. هنرمند خلق می کند و مخاطب می بیند و تفسیر می کند. بخشی از اثر متعلق به مخاطب است.
مخاطب مالک اثر است. چند وقت پیش پرفورمنسی مینی مالیستی را طراحی و اجرا کردم به نام ابتدای میم که برگرفته ای بود از شعر تهران اثر محمد آزرم. تکرار بی وقفه دو کلمه آدم ها و ماشین ها. تفسیر و تحلیل های به شدت متضاد و زیبایی را شاهد بودم که یک نمونه کوتاه مختصر و مفید آن متنی کوتاه است تحت عنوان «درجست وجوی بی ثباتی» نوشته امید شلمانی؛ هنرمند ژاس که با زاویه دید دیگران بسیار متفاوت بود. به همین دلیل این متن را در زیر می آورم تا نمونه تکثر ایده ها واضح تر نمایان شود: «جنگ با تمام پیچیدگی های تکنیکال، انگیزه ساده ای دارد (قدرت در تسلط) اما همواره خود را پشت شعارهای استوار بر ایده های درهم تنیده و پیچیده ای پنهان می کند که نه تنها نسبت به جنگ بیرونی است بلکه کاملا بی ارتباط می آید و به همین دلیل جنگ را باید خشن ترین نوع مغالطه سیاسی دانست و از بد روزگار در خاورمیانه عزیز ما این مغالطه سیاسی عملا با التقاطی از کشتار به مدرن ترین شکل ممکن و شعارهایی که ریشه در سنت های دیرینه مردم منطقه دارد، در راه رسیدن به بدوی ترین آرزوی جنگ افروزان (سلطه) همراه گشته و روزگار ما را به نژاد پرستی و تکفیر و به تازگی خلاقیت در کشتار گره زده، درنتیجه ما را از رسیدن به آرزوی دیرینِ حک شده بر قلب هایمان یعنی ثبات و درنهایت صلح دور کرده است.
در اینجاست که به گمان من، ما گرفتاران این آتش باید برای تحقق صلح پایدار در این آرزو تجدیدنظر کنیم و با واقعیت منطقه خود روبه رو شویم، واقعیتی که تا به امروز آن را وارونه دیده ایم. باید آرزوی رسیدن به ثبات را از دل های خود پاک کنیم چراکه ازقضا منطقه ما یکی از باثبات ترین نقاط جهان است؛ بله درست خواندید؛ یکی از باثبات ترین مناطق جهان، چراکه ثبات یک مفهوم کلی است و می تواند هم در نیکی و هم شرارت تحقق یابد و چیزی که در این جغرافیا همواره ثابت بوده، جنگ است و آدم هایی که هر روز به خاک می افتند و به زبان موسیقایی یک کنترپوان سیاه-خون در مقابل خون- بر خط افقی مرگ در کلیتِ ثابتِ جنگ. اینجاست که باید دست این ثبات شوم رو شود، باید کنترپوان زدایی شود و در این راه هر ایده ای ولو در ابعادی کوچک، حتی در حد یک ایده موسیقایی برای رسیدن به صلح به اندازه خود، روشنگر و نافذِ فایده خواهد بود.
بیست و هشتم اردیبهشت در نشر هنوز، یکی از همین ایده ها فرصت بروز پیدا کرد و خوشبختانه من هم از شاهدان بودم. اجرائی درخشان مبتنی بر پنج قطعه موسیقی مینی مال اثر علیرضا امیرحاجبی همراه با پرفورمنسی از هومن داوودی در محیطی نسبتا امیدوار کننده و عمومی تر از فضاهای معمول برای اجرای این نوع پرفورمنس، چراکه بالقوه در خود امکان بیشتری برای مواجهه مخاطب ناآشنا با هنر مینی مال را مدنظر داشت. اجرائی که مخاطب خود را دعوت می کند به درک مفهوم تکرار، تکرار یک فیگور یا یک جمله یا حتی یک نت در بازه زمانی کشیده. تکراری که دعوت می کند به درکِ بی معنایی و آن چیزی که به این صورت تهی، مفهوم می بخشد (آدمی). البته توجه من بیش از مسائل فنی مربوط به موسیقی (با وجود کمی آگاهی به آن، اقرار می کنم که در حیطه تخصصم نیست) معطوف شد به تأثیری که می تواند چنین اتفاقاتی در شرایط موجود داشته باشد.
قطعا مضحک خواهد بود تصور اینکه بتوان با اجرای چند پرفورمنس مینی مال، شرایط منطقه را تغییر داد اما چنین رویدادهایی می تواند آرام آرام به درک عمومی از بی معنایی تسلسل جنگ و روشدن متریال اصلی آن (سلطه) کمک کند زیرا در این ایده مینی مال، شما هر آن چیزی را که بیرونی است از موسیقی و پرفورمنس می زدایید و مخاطب را با هسته درونی موسیقی و کنش اجرائی یعنی یک حرکت و جمله بسط داده نشده یا یک نت آغازین روبه رو می کنید که می تواند تا بی نهایت کشیده شود تا جایی که حتی دیگر شنیده نشود و این دقیقا همان اتفاقی است که ما در منطقه تجربه می کنیم؛ جنگی آن قدر کش آمده که بسیاری از ابعادش حتی برای یک وجدان حساس نیز به سختی دریافت شدنی است. جنگی که در یک ثبات خونین، خودش اصلی ترین سلطه گر منطقه است و زنان و مردان و کودکانی را که دومینو وار به خاک می کشد، تکرار کشتاری است که هر ایده ای را پوچ می کند حتی سلطه را».
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: يکشنبه 30 خرداد 1395 ساعت: 3:57

نهمین جایزه معماری داخلی ایران با ابعاد گسترده و دعوت از شرکتکنندگان پروژههای اجرا شده در داخل کشور مهر ماه سال ۱۳۹۵ برگزار میشود .فصلنامه معماری و ساختمان برگزار کننده این رویداد است.
دبیرخانه جایزه، پروژههای مختلف را در مقیاسهای گوناگون، منطبق با شرایط و مدارک در خواستی، دریافت و در جایزه با تعاریف و معیارهای داوری زیر شرکت میدهد.
معیارها
خلاقیت و نگاهی نو .
توانایی طراح در تحقق مطلوب فعالیتها و تأمین نیازهای روانی و کاربردی در فضای درونی بنا .
چگونگی و میزان نسبت هماهنگی طرح با ساختار اصلی معماری در جهت تأیید و ارتقاء کیفی آن .
میزان توجه طراح به بستر اقلیمی، فرهنگی و بومی محل طرح .
دبیرخانه جایزه معماری داخلی ایران، واژه معماری داخلی را به این شرح زیر تعریف كرده است:
کیفیت فضا (مطلوبیت روانی، کارایی عملی، محقق شدن فضای مطلوب برای فعالیتها، همنشینی فعالیتها و فضاها، خلاقیت، تأمین نور طبیعی مطلوب و همخوانی با بستر فرهنگی و اقلیمی)
تکنیک (انتخاب درست مصالح، همخوانی شیوهی ساخت با مصالح، کیفیت نهایی، استفاده از فنون نوین و مناسب ساخت، همنشینی درست تأسیسات با فضاهای داخلی)
عناصر داخلی (خلاقیت، مصالح، نور پردازی، کارایی عناصر، رنگ، نور، بافت، همنشینی عناصر)
طراحی داخلی (چیدمان و دکوراسیون) عبارت از خلاقیت، شناخت، ریتم، فرم، رنگ، نقطهی اوج و ترکیب .
اصول و مبانی داوری
- معماری: کاربری، کالبد، حجم، استراکچر کل بنا، روح، حس، زیبایی .
– معماری داخلی: استراکچر داخلی، بدنههای داخلی و سقفها ـ عناصر تشکیلدهنده کالبدی معماری داخلی (ستون، در، پنجره، …)
– تقسیم کاربری به فعالیتها: فعالیتهایی که امکان تحقق کاربری را فراهم میکنند .
– توزیع فعالیتها: تعیین عرصه و حریم (قلمرو) فعالیتها و همنشینی آنها .
– چیدمان: امکانات، تجهیزات، مبلمان، اکسسوری
– کیفیت فضا: ادراک فضا براساس متریال، بافت، رنگ، نور و ایجاد حس – مواجهه ـ حرکت ذهن و بدن، درک و آگاهی: معنا ـ پدید آمدن انس و خاطره (احساس تعلق)
شرایط و مدارک مورد نیاز برای شرکت در جایزه
-شرکتکنندگان در نهمین جایزه معماری داخلی ایران می بایست کلیپ کوتاهی (به مدت ۳۰ ثانیه ) از پروژه اجرا شده همراه با مدارک اعلام شده و حداکثر تا سوم مهرماه ۱۳۹۵ به دبیرخانه جایزه تحویل دهند.
– معرفی ساختمان اصلی و زمان ساخت که طرح داخلی مورد نظر در داخل آن اجرا شده است با ارائه نشانی دقیق سایت و در صورت امکان نقشه یک پلان و یک نما از ساختمان اصلی با ذکر مقیاس یا تصاویری از هر یک از نماهای اصلی و محوطه باز ساختمان .
– پلانها و برشها یا تصاویر گرافیکی و سه بعدی طرح با ذکر مقیاس و نام فضا (در صورت موجود بودن).
– نقشههای مربوط به هر یک از عناصر خاص و پیچیده ساخته شده در داخل فضا (اعم از جداکننده سقفها و مبلمان) در مقیاس مناسب (در صورت موجود بودن)
– معرفی طرح اجرا شده در قالب عکسهای بزرگ و گویا از پروژه که نمایانگر جزئیات طرح و نورپردازی در شب باشند با شرح هر عکس .
– توضیحات لازم در مورد زیر بنا و پیشینه بنا، ایده اصلی طراح، اهداف دنبال شده در طراحی، مزایای گزینه انتخاب شده برای اجرا، موانع و محدودیتهای طرح و اجرا، نقش کارفرما در شکلگیری طرح و … همراه با نمودارهای لازم، تصاویر قبل و بعد بنا و هر آنچه که داوران را در قضاوت طرح یاری کند .
– کلیه نقشهها و عکسها باید روی فوم بُرد به ابعاد ۷۰×۵۰ سانتیمتر(حداقل در ۲ شیت و حداکثر در ۴ شیت) و در یک صفحه توضیحات ارائه شود.
– ارائه مدارک ارسالی بر روی لوح فشرده (تنها جهت چاپ در فصلنامه شماره ویژه جایزه) برای کلیه شرکتکنندگان اجباری است .
– نام پروژه، محل اجرا، نام کارفرما، نام طراح اصلی یا گروه طراحی که با عنوان صاحب اثر شناخته خواهد شد، نشانی و شمارههای تماس لازم، همکاران اجرایی و تاریخ شروع و خاتمهی طرح و ساخت باید بهصورت جداگانه در یک برگه A4 همراه مدارک توسط شرکتکننده به دبیرخانه ارائه میشود و کد چهار رقمی بهعنوان رسید به شرکتکنندگان تحویل داده می شود .
– نام پروژه، نام صاحب اثر، نشانی، شماره تلفن و فکس روی پاکت نوشته شود .
– محدودیتی برای ارائه پروژههای متعدد متعلق به یک شخص حقیقی و حقوقی وجود ندارد ولی هر یک از آثار بایستی در پاکتهای جداگانه ارسال شوند . تمامی پروژههای شرکتکننده در نهمین جایزه معماری داخلی ایران در شماره ۴۸ مجله معماری و ساختمان (شماره ویژه نهمین جایزه معماری داخلی ایران) منتشر میشود .
مراسم اهدای جوایز روز هشتم مهر ماه سال ۱۳۹۵ برگزار میشود .
علاقهمندان برای كسب اطلاعات بیشتر می توانند به نشانی اینترنتی http://www.memary.net/default.aspx?PageID=274 مراجعه كنند.
گفتنی است؛ مراسم تقدیر از معمار معاصر طبق برنامه هر ساله همزمان با مراسم اهداء جوایز در همان روز هشتم مهرماه برگزار میشود .
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 13:42

اعتماد
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 13:42

این در حالی بود که این مسئول درباره ی دلایل لغو کنسرت هیچ توضیحی ارائه نداد.
اما مجید ملک محمدی تهیه کننده ی کنسرت در همین باره به ایسنا گفت: به دلیل حساسیت های که وجود داشت و اینکه بیان می شد، بی حرمتی هایی به ماه مبارک رمضان شده است، زمان اجرای این کنسرت به 24 تیرماه تغییر داده شده است.
وی اظهار کرد: کسانی که بلیت این کنسرت را خریده اند، در صورت تمایل می توانند با همان بلیت در کنسرت روز 24 تیرماه شرکت کنند و در غیر این صورت هزینه ی بلیت آن ها عودت داده خواهد شد.
ایسنا
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 3:54

رضا صادقی بعد از مدتها سکوت خبری در برابر رسانه ها مهمان برنامه "دورهمی" مدیری شد.
او روز گذشته با انتشار تصویری از خود و مدیری خبر از حضورش در این برنامه پرطرفدار را داد.
صادقی درباره حضورش اینطور نوشت: مدتها بود به حضور در تلویزیون براى مصاحبه ها و گفتگو ها اشتیاقى نداشتم به دلایل مختلف ... اما وقتى مرد دوستداشتنى مثل مهران مدیرى روبروت باشه كه معنى اصیل لبخند خداست و نگاه محترم و باوقارش به مردمش و اخم و لبخند جامعه اش و میشه در حضورش حس كرد .. با اشتیاق هستم و خوشحالم از این بودن ، ممنونم از دوست همیشه جانم على اوجى كه كنارم بود و با انرژى مثبتش همراه بود با این حضور...

برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 3:54

محسن یگانه خواننده پرطرفدار نسل جوان ایران، در گفت وگویی از شرایط کاری اش در این سال ها گفت. او در بخش عمده این گفت وگو به ماجرای تیتراژ "ماه عسل" امسال و حاشیه هایی که برایش به وجود آمده پرداخته است.
آخرین همکاری شما با احسان علیخانی برمی گردد به سال 86، از آن زمان تا حالا صدای شما را در "ماه عسل" نشنیدیم. دلیل این فاصله 9 ساله چه بود؟
من آدم پرکاری در رسانه نبودم و نیستم. در همین چند سال هم از من تیتراژهای زیادی پخش نشد. خیلی مواقع روابط و دوستی ها باعث گرفتن تیتراژها می شود و حتی ممکن است گاهی در تعارف قرار بگیری و تیتراژی را بخوانی. به غیر از ماه عسل 86 تیتراژهایی که من خواندم به این صورت بود. در مورد "ماه عسل" امسال باید بگویم كه كار خیلی دیر شروع شد؛ یعنی فقط یک زمان ده روزه را فرصت داشتم. در ده روز این کار بسته شد.
این کمبود زمان به کیفیت کار لطمه نزد؟
به این کار لطمه ای نزده است و معتقدم قسمت این قطعه این بوده که این طور عرضه شود. شاید اگر زمان داشتیم به شکل دیگری این کار را انجام می دادیم. شاید بهتر می شد شاید، هم بدتر می شد. ولی من با تجربه چند ساله ام به این نتیجه رسیدم که گاهی باید دلی کار کرد. قطعه "هرچی تو بخوای" دلی بود و برای این ساختم که به دل افراد بنشیند نه اینکه سر و صدا کند. من دنبال این نبودم.
تیتراژ رمضانی خواندن با قطعه های دیگر و حتی تیتراژهای دیگر چه تفاوتی دارد؟
به طور کلی خواندن تیتراژ بخصوص برای کسی که کم تیتراژ می خواند، کار بسیار سختی است. شما در قالب های دیگر می توانی بدون محدودیت کار کنی. باید ساختارشکنی کنی تا شبیه چیزی که مردم از تو تصور دارند بشوی. ولی در مورد این تیتراژ، من دنبال شنیدن تأیید و تحسین نبودم. لحظه هایی هم که من کم کار بودم سعی کردم در مارکت پاپ، خودم را در سطح مشخص مدنظرم نگه دارم. من در سیری که در این چند سال کار کردم به تیتراژ وابسته نبودم. درست است كه بعضی اوقات از این خواسته ام ضربه خوردم؛ این را می پذیرم، اما خودم می دانم که به خواست خودم این اتفاق افتاده است.
بسیاری از خوانندگان طراز اول پاپ در خواندن تیتراژهای رمضانی با هم نوعی رقابت دارند، ولی شما از این قاعده مستثنا هستید، چرا؟ دنبالش نمی روید یا پیشنهادش را ندارید؟
به طور کلی دنبال تیتراژ نرفتم. حرف هایی را نمی توان بگویم، اما سربسته می گویم که من در روابط نبودم و دوستان زیادی در سازمان نداشتم. به لطف دوستان تیتراژهایی را خواندم که کارهای بدی نشده است. ولی همچنان میل چندانی به خواندن تیتراژ ندارم. این مواردی که گفتم فقط در مورد صدا وسیما نیست، بلکه در نمایش خانگی هم وضع همینطور است و من باز دنبال این رسانه هم نرفتم.
پشیمان نیستید از تصمیمی كه گرفتید؟
نه فکر کنم این اشتباه نباشد. چون این كار تداوم و وابستگی می آورد. مردم مدام دوست دارند که صدای این خواننده را از آن رسانه بشنوند؛ در واقع خواننده به رسانه وابسته می شود نه رسانه به خواننده. این خوب نیست.
یعنی پروسه ممنوع الصدایی یا ممنوع الكاری در تلویزیون برای شما وجود نداشته و شما با میل خودتان این فاصله را رقم زدید؟
من ممنوع الکار نبودم. اصلاً کاری نکردم که بخاطرش ممنوع شوم. اصلاً کسی نمی داند که من کجا هستم؛ در چند سال گذشته کسی از زندگی من برژس سایر ستاره های دیگر چیزی نمی داند. من زندگی شخصی خودم را دارم و از خلوت خودم با خانواده لذت می برم.
شما جزو خوانندگانی در حوزه موسیقی پاپ هستید که آهنگسازی، ترانه و تنظیم را خودتان انجام می دهید، اما در تیتراژ "ماه عسل" با روزبه بمانی به عنوان ترانه سرا کار کردید. می خواهم بدانم که این انعطاف چطور شکل گرفت که حاضر شدید از کسی ترانه بگیرید؟
از سال 86 که تیتراژ "ماه عسل" را خواندم، از لحاظ ذهنی و دلمشغولی هایی که داشتم آمادگی این كار را داشتم، اما هرچقدر كه پیش رفتیم دوست داشتم كه كارهای خودم را خودم انجام بدهم. برای همین تقریباً همه كاره آلبوم هایم شدم. اما خب نمی توان كتمان كرد كه روزبه بمانی یكی از بهترین ترانه سراهای كشورمان است. خیلی ها انتقاد می کنند که چرا همه کارهایت را خودت انجام می دهی و این خیلی سخت است، اما من عاشق کارهای سخت هستم. شاید طول بکشد تا به نتیجه دلخواهم برسم اما نتیجه اش را خیلی بیشتر از آن اتفاقاتی که تکراری است دوست دارم و راضی ام می کند. منظورم هم از تکراری، اسلوب و چهارچوب تکراری قطعه هاست و منظورم شخص و سلیقه های خاص نیست.
در ترانه روزبه بمانی تغییراتی انجام شد یا همان بسته ای که تحویل شما داده شد بدون تغییر استفاده کردید؟
شاید بهتر باشد که من پروسه این کار را به شما توضیح دهم؛ 10 روز پیش از شروع "ماه عسل" ما به توافق رسیدیم که این کار را با هم انجام بدهیم. روزبه بعد از آن به دفتر من آمد. شروع کردیم به کلنجار رفتن با این ترانه. این در واقع دومین ترانه ای بود که نوشته بود. سال 86 هم دقیقاً چنین اتفاقی افتاد. روزبه ترانه ای نوشت و من با عذرخواهی از او خواستم که کار دیگری بنویسد و روزبه هم با کمال میل پذیرفت. خوشحالم که آنقدر ذهن خلاق و بازی دارد که آماده تغییر هست. در این موردم همان اول که با هم صحبت کردیم فهمیدیم که چه می خواهیم و شروع به ماکت زدن ملودی کردیم، اما بعد از آن من بیمار شدم و سه تا چهار روز درگیر بیماری ام بودم. در همان زمان به این نتیجه رسیدم که نمی توانم این کار را انجام بدهم و بخش تنظیم را به یکی از دوستانم سپردم. اصلاً هم از این کار پشیمان نیستم.
راجع به قطعه "هرچی تو بخوای" اتفاقی که افتاده این است که معمولاً مخاطبان آن با بار اول گوش دادن طرفدارش نمی شوند. باید کمی بگذرد که این اتفاق بیفتد. ما دیدیم که هرچه بیشتر شنیده شد طرفدارهایش هم بیشتر شد. به نظرم بزرگ ترین حسن این قطعه تنظیم جدیدی است که در تیتراژ اتفاق افتاده و ترکیب و سازبندی های کوبه ای و سنتی، آن را ویژه کرده است. نظرات مردم را درباره این قطعه چطور ارزیابی می کنید؟
اصرار من بود که سازبندی ها به این شکل انجام شود، اما دوست داشتم به لحاظ ریتم، کمی ریتمیک تر باشد که زمان، این اجازه را به ما نداد. شاید اگر حتی به اندازه یک روز زمان بیشتری داشتیم تغییرش می دادیم. اما درنهایت این کار سلیقه من و هنرنمایی مهیار رضوان بود و میکس آن را آرش پاکزاد به عهده گرفت. همه این ها هم کنار نوازنده هایی رقم خورد که با حس تمام و کمالشان برای "هرچی تو بخوای" ساز زدند. مردم من را طور دیگری می شناسند، اما من دوست نداشتم که خودم را در این کار نشان بدهم. فقط دوست داشتم مردم حالشان خوب شود و با حس خوب موزیک گوش کنند. گاهی بعضی افراد با گارد خاصی سراغ یک قطعه موسیقی می روند و همان موقع هم نظر می دهند. اگر بخواهم درد و دل کنم باید بگویم که افراد زیادی در ابتدا توهین کردند، ولی من دو سه روز اول گوشی خودم را کنار گذاشتم و اجازه دادم آن چیزی که حدس می زنم اتفاق بیفتد. با خودم می گفتم چطور می شود که من این قطعه رابه همراه همه بچه های سازنده دوست داشته باشیم، اما یک عده ای اصلاً دوست ندارند، حتی به آن ها برخورده است. برای همین شاید دلیلش از جای دیگری باشد که من نمی دانم و اجازه دادم زمان کار خودش را انجام بدهد که دیدید زمان به درستی کارش را انجام داد و این مشکل حل شد. این موفقیت به خاطر "صبر" بود.
خودتان چقدر مخاطب برنامه "ماه عسل" هستید و در این چند روز پیگیر برنامه بودید؟
من سه قسمت برنامه را توانستم ببینم این چند روز درگیر تمرینات گروهم هستم و متاسفانه فرصت نشد همه قسمت ها را ببینم.
نظرتان راجع به کلیت برنامه چیست؟ کدام قسمت ها را تماشا کردید؟
من تپه برهانی و برنامه امید که به مادرش رسید را به همراه عمو سبحان دیدم که سبحان را از همه بیشتر دوست داشتم.
پس شما گویا سوژه های فان و بامزه را بیشتر دوست داشتید؟
اتفاقاً من از زاویه دیگری نگاه کردم. من یک چهره هستم و دیده شدم، حرف هایم را هم به مردم زدم اما می دانید چند نفر در این کشور هستند که از من بهتر می نویسند، از من بهتر فکر می کنند اما به حقشان نرسیدند و دیده نمی شوند؟ این برنامه تلنگر برای درک کردن جایگاه بیشتر خودمان است، این یک تلنگر برای من است که هم می نویسم و هم می خوانم و حتی یک تلنگر برای کسی است که می نویسد و دیده نمی شود. در واقع تلنگر برای درک کردن جایگاه بیشتر خودمان در زندگی است.
هنرآنلاین
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 3:54

وی افزود: صدایم به پدرم شبیه است به خاطر همین گاهی که دلم برایش تنگ می شود با لحن او خود را صدا می زنم.
خواننده مطرح کشورمان با بیان "همیشه به خاطر توفیقاتی که خداوند به من ارزانی داشته سپاسگزارم" خاطرنشان کرد: خانواده ام در زمینه موسیقی حامی من بودند ولی دوست نداشتند خواننده شوم، اما من همیشه به خوانندگی علاقه نشان می دادم و بالاخره توانستم در این مسیر به موفقیت برسم.
وی ادامه داد: زمانی بود که کار کردن در عرصه موسیقی پاپ، سوء برداشت ها و سوء تفاهم هایی به دنبال داشت و همین امر موجب سکون این سبک از موسیقی در مقطعی از زمان شد، البته بعدها با حسن نظر مسئولان و حمایت های مردم، شاهد تحولاتی در این عرصه بودیم.
اعتمادی در مورد قطعه دلنشین و مشهور «ناز انگشت ها» نیز گفت: البته این اولین کار من نبود که منتشر شد ولی مشهورترین آنهاست، این آهنگ نیز نوروز 77 بود که از تلویزیون پخش شد و اتفاقاً استقبال از آن زیاد بود.
تسنیم
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: شنبه 29 خرداد 1395 ساعت: 0:31
فراوری: یاسمن پیشوایی- بخش هنری تبیان

آقای رئیس جمهور هم حامل اراده ی مردم است و هم مخاطب اراده ی مردم؛ مجموعه ای از کامیابی ها و ناکامی ها به وی چهره ای انسانی بخشیده است، گاهی قهرمانی ستودنی است و گاه نقابی دروغین بر چهره ی مردم. جایگاهی است که نشان دهنده ی محدودیت های مردم سالاری دینی و در عین حال نشانه ی آسیب پذیری مردم در برابر انتخاب پوپولیسم و عدم بلوغ خودشان . با این همه بزرگترین دستاورد سال ها تلاش و مبارزه برای اجرای اراده ی ملت نیز هست . آقای رئیس جمهور در ایران طی چند دهه تعریف خاص و منحصر به فرد خود را پیدا کرده است ، تعریفی که حاکی از تناقض های امر سیاسی در کشور ماست.
آقای رئیس جمهور، عنوان نمایشگاهی است که بنا دارد به بررسی و بازنگری در چیستی این جایگاه به عنوان یک منصب رسمی و در عین حال جایگاهی محتمل برای یک انسان بپردازد ، منصبی که دارای تعریفی مشخص و قانونی است و جایگاهی که بسته به انتخاب مردم و فراز و فرود های سیاست می تواند به وضعیتی تبدیل شود که معرف جامعه ی خود باشد.
شاکله ی انتخاب و رقابت برای بدست آوردن قدرتی مردم نهاد تبدیل به یک بازی دراماتیک و درعین حال سرنوشت ساز می شود که گاه تبدیل به باور مردم به قدرت خود و گاه تبدیل به یک سرخوردگی عمیق نسبت به امر انتخاب می شود.
قرار نیست اینجا هنر صرفا محلی برای مستند نگاری و باز نمایی آنچه گذشته است باشد چون در این صورت چیزی بیشتر از یک رسانه ی میرا نخواهد بود، آنچه دراینجا مورد توجه است ، اشکالی متناقض و درگیر کننده از قدرت رسانه های گوناگون است که هنرمند با دراختیار گرفتن آنها می تواند پیامی عمیق تر و چندوجهی تر از مساله ای که با آن روبه روست ارائه دهد.
تاریخ نگاری، و یا قضاوت می تواند در مرحله ی گذر ازیک فاجعه و به مرور تبدیل به امری سرگرم کننده شود . در این نقطه هنر می تواند همواره مهیب ، بی زمان و موثر باشد و تبدیل به یک بازنگری دائمی در ذهن مخاطب شود . هنر مرعوب مساله ی صحت نیست و می تواند نادرست ، غیرواقعی و ناکارآمد جلوه کند . به همین خاطر حامل ایده ، تخیل و شامل آرزوهاست؛ چیزی که این مجموعه سعی در نمایش آن دارد.
نمایشگاه "آقای رئیس جمهور" که 21 خرداد افتتاح شده، تا 2 تیرماه در گالری طراحان آزاد واقع در میدان فاطمی، میدان گل َها، میدان سلماس، پلاک 5 برگزار می شود.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: جمعه 28 خرداد 1395 ساعت: 16:33

رضا صادقی خواننده مشکی پوش ایران و پویا نیکپور رهبر ارکسترش بعد از پنج چهار سال همکاری از هم جدا شدند.
رضا صادقی درباره این پایان همکاری گفت: در تاریخ 11 خرداد با اعلام شخصى و البته با احترام، بند مشکىپوشان به رهبرى دوست خوبم آقای نیکپور اتمام کار و پایان قرارداد داشت که لازم میدانم از زحمات تکتک عزیزانى مثل آرش مقدم، عمید بنکدار، امیر شهـابى، پویا نیکپور، سعید صارمى، مرتضى کریمى، فاضل پیش و بقیه اعضا کمال تشکر رو داشته باشم.
وی افزود: این عدم همکارى صرفاً براى تغییر اتفاقات صحنهای هست و نه مسائل حاشیهای. فایل صوتى تشکر و قدردانى و اعلام پایان همکارى هم در تاریخ ذکر شده دلیل بر بى حاشیه بودن این ماجراست که اگه لازم باشه در کانال تلگرامم خواهم گذاشت.
او ادامه داد: به هر حال شروع همکارى مجدد من با هنرمند خوب و خوشذوق جناب سید بهـنام ابطحى رو اعلام میکنم و امیدوارم باز هم سعادت همصدایی را روى صحنه با هوادارانم به رهـبرى سیدبهنام ابطحى داشته باشم.
صادقی همچنین گفت: نه من با آقای نیکپور عزیز و نه ایشون با من هـیچ مشکل خاصى نداریم و بنده از دیروز و هنوز و همیشه به دوستى و همراهیشون افتخار میکنم.
این خواننده مشکیپوش در پایان گفت: بهزودی رهبر مشکی پوشها با اتفاقات ویژه با بهنام برای اجرا در تهران آغاز خواهد شد.
نیاز دارم به فعالیتهای شخصی رسیدگی کنم
پویا نیکپور نیز درباره توضیح این اتفاق گفت: ما از پاییز سال ۹۰ شروع کردیم و حدوداً چهار سال همکاری داشتیم. سفرها و کنسرتهای متعددی هم در این سالها داشتیم و در بعضی شهرها مثل دزفول و بروجن برای بار اول اجرا کردیم. همکاری من با گروه دوستانه بود تا جایی که دیدم واقعاً نیاز دارم به فعالیتهای شخصی رسیدگی کنم.
وی افزود: آن اواخر که با گروه "دارکوب" همکاری میکردم به دلیل مصادف شدن کنسرتهای گروه با کنسرتهای گروه مشکیپوشان، مجبور شدم به دلیل سمتم کنسرتهای پاپ را انتخاب کنم چون به هر حال آنجا مسئولیت رهبری ارکستر و سرپرستی کارهای هنری گروه را بر عهده داشتم. وقتی گروه "دیوار" هم منحل شد متوجه شدم همه ما درگیر روزمرگیهای گروههایی شدهایم که خوانندهها در آنها نقش اول را دارند و نوازندهها با اختلاف، نقش سوم و چهارم! همیشه به این فکر میکردم که بالاخره یه زمان باید وقتم را به پروژههای شخصی و کارهایی که به ذائقهام نزدیکتر است اختصاص دهم تا موسیقیهایی که به ذائقه عوام نزدیکتر است. با گذشت زمان متوجه شدم که فرصت انجام خیلی از کارهایی که به آنها علاقهمندم ندارم و در حقیقت ذهن و فکر من تنها مختص به یک ژانر موسیقی شده بود که شاید اواخر همکاری، بیشتر امری تکراری و ماشینی شده بود. از طرفی دوری از خانواده و دوستانم در ایام فشار کار و تقریباً عمده تعطیلات برایم کمکم امری بغرنج شد. همه اینها جمع شد و در نهایت همکاری من با این گروه به فصل پایان رسید.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: جمعه 28 خرداد 1395 ساعت: 2:47

بخش بافت پارچه در پنجمین جشنواره مد و لباس فجر تنها یک شرکتکننده داشت و او هم کسی نبود جز مرضیه آقارضایی مهابادی.
او که اکنون با 26 سال سن دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد طراحی پارچه و لباس است، در این بخش رتبهای کسب نکرد و تنها با عنوان شایسته تقدیر معرفی شد.
مرضیه آقارضایی مهابادی درباره چرایی نبود اقبال در بخش پارچه به ویژه بافت آن در جشنواره مد و لباس فجر به خبرنگار هنرآنلاین گفت: ما در ایران طراحان و بافندگان بسیاری داریم که با عشق و علاقه به این عرصه ورود کردهاند اما متأسفانه نام و هنرشان در پس مد و لباس مخفی شده و مورد توجه قرار ندارند.
او در ادامه افزود: نبود عنوان "پارچه" در کنار "مد و لباس" فجر موجب شده که این بخش با اقبال چندانی مواجه نشود و از چنین جشنوارهای با مختصات قابل قبولش توقع میرود که بیشتر به این حوزه و هنرمندانش اهمیت قائل شود.
هنرمند تقدیر شده در پنجمین جشنواره مد و لباس فجر از بازار نامناسب کار برای هنرمندان طراح و بافنده پارچه گفت و تصریح کرد: از آنجایی که منابع موجود در دانشگاههای این رشته چندان کافی و جامع نیستند، بیشترین اقبال در این حوزه نصیب مهندسان نساجی و سرمایهگذاران میشود و کمتر هنرمندی میتواند با تکیه بر داشتههایش وارد فضاهای صنعتی شود.
آقارضایی با طرح پیشنهاد حضور اساتید صنعتی در کنار اساتید هنری دانشگاهها ادامه داد و تصریح کرد: متأسفانه در دانشگاهها تنها یک یا دو واحد عملی بافت پارچه وجود دارد و معتقدم هنرجویان با شناخت رنگها و طرحها باید در محضر اساتید دورههای عملی بیشتری را تجربه کنند.
این هنرمند که در بخش بافت پارچه "ترمه" در جشنواره حضور داشت درباره این اثر توضیح داد: طرح این پارچه تلفیقی بود از ترمههای پرفروش برند ترمه رضایی و سوزندوزیهای بلوچستان که در واقع هدفم احیای برخی از انواع سوزندوزی در بافت پارچه اصیل ایرانی بود.
آقارضایی مهابادی در خاتمه از متولیان برگزاری جشنواره فجر درخواست کرد که در زمینه اطلاعرسانی بخشهای مختلف جشنواره دقت بیشتری داشته باشند و با افزایش تبلیغات، موجب رونق هرچه بیشتر این رویداد مهم در حوزه پوشاک ایرانی شوند.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: جمعه 28 خرداد 1395 ساعت: 2:47

امور عقلی و علمی را موازینی در دست است كه با توسل برآنها خواهیم توانست كم و بیش درستی و نادرستی مسائل و قضایای مربوط به آن امور را محك بزنیم. زندگانی وسیع ماشینی و صنعتی بشر امروز با تمام ابعاد پیچیده و نگرانیها و ناخوشیهایی كه در بردارد از موهبت ترازوی دقیق علم و داوری بیچون و چند علوم طبیعی برخوردار است.
جهان دستگاه عظیمی است كه قادریم توانایی و نیرومندی آن را برای آسایش دیگرن و خود به كار بندیم، اساس گردش و چرخش این دستگاه نه چنان است كه بتوانیم چرخی از چرخهای سنگین آن را به میل و خواسته خود حتی یك ثانیه تندتر و یا كندتر به چرخش در آوریم و چنان است كه نیرویی خارج از قوه اندیشه و تفكر بشر همه چیز را بر مبنای دانش بیكران خویش چنان قابل حركت ساخته كه این دستگاه عظیم فارغ از تمامیت احساسات و خواستهای انسانی براصول علمی محض و جاودانه در گردش و جنبشی خلل ناپذیراست.
از طرفی چنانكه میدانیم در كارهای ذوقی و ادبی و هنری چنان موازین عمومی و جهانی وجود ندارد، یك پرده نقاشی با قطعهای شعر یا اجرای تئاتر میتواند مورد قبول خاطر عدهای قرار گیرد و احیاناً در محضر مردمی دیگر ناپسند جلوه نماید.
گاه ممكن است یك اثر هنری در زمانهای مختلف در یك جامعه گاهی نیك و دلپذیر و در زمانی دیگری ناپسند و نارسا محسوب گردد. تفاوت و درجات اختلاف نظر در میان اهل فرهنگ و هنر، هزارها بار بیشتر از تشتت آراء میان پیروان مكاتب علوم عقلی و طبیعی است.
در باب هنر و ادب قواعد و دستورها نقش ثابت و معین جهانی مانند فرمولهای علمی را ندارند. سرخوشی در میخانه هنر از آن روست كه زنجیرهای گران علم و منطق و فلسفه را قادریم از دست و پای برگیریم و از اینرو آزاد و وارسته به پرواز در آئیم و در سرای طبیعت تا آنجا پیش برانیم كه در عالمِ خیال، پاك و منزه به آسمان رویم.
استقلال بیان و قضاوت در امور هنری اگرچه كار فرهنگ و هنر را از نظر فردی و شخصی دلپذیر و جانبخش میكند، اما از دید عمومی گاهی دو كار نقد و ارزیابی در مكتب معرفت، دشواری به پیش میآورد. از این روست كه مرد دانش تا میتواند از بحث و جدل بیسر و ته در امور هنر به پرهیز مینشیند.
او میداند آنچه كه مبدأ روشنی ندارد فرجام روشنتری نیز نخواهد داشت و نیز میداند كه در منزل هنر باید معتدل و آزاده و سر خوش بود و با گشادگی خاطر به همه اجازه میدهد كه از معشوق یگانه خویش سخن به میان آورد.
ما چنانچه نسبت به یك اثر هنری علاقه زیادی پیدا كردیم، چنین میپنداریم كه همگان باید نسبت به آن اثر دیدی همطراز با ما داشته باشند و میپنداریم كه اثر ارزش جهانی دارد.
از همین جاست كه در بعضی از ممالك، علاقمندان به ذوق و هنر، آثار هنری فرهنگ خویش را به تعصب در ردیف بزرگترین آثار هنری جهان میشمارند.
اتفاق افتاده است كه كارداران برای افزایش درجه اعتبار فرهنگی ممالك خویش در جهان از خبرنگاران و گویندگان و هنرمندان دعوت كردهاند تا از نزدیك به دیدن اثر مورد علاقه ایشان بیایند و آن را همانند گوهری یك دانه به ملل دیگر نیز عرضه دارند، و آن دسته از آثار هنری و فرهنگی و ادبی كه در ردیف افتخارات ملل نامیده میشوند از همین مایه سرچشمه گرفتهاند.
همه بالطبع این واقعیت را خیلی زود فراموش میكنیم كه ارزش خلاقیتهای هنری نسبی است و به درجه ذوق و حال امروز و سوابق فرهنگی ما بستگی دارد.
در چهارچوب آفریدههای هنری اگر اصول و معیارهایی هم در دست باشد صد البته به مانند نسبتهای علمی حساب شده نیست و معیارها و محكهای هنری بیشتر برای پیروان مكتبی معین معنی ناپذیر است و پذیرش همگانی و بالطبع جهانی نخواهد داشت و ضرورتی هم یافت نمیشود تا تمامی مردم جهان در نقد و ارزیابیهای هنر هم آهنگ باشند. چنین كارگاه عظیمی برای نقد و ارزیابیهای هنری هم آهنگ باشند. چنین كارگاه عظیمی برای نقد امور هنری بیشباهت به ساعت عظیم علم نخواهد بود و هیچ ملاك عقلی نمیشناسیم كه ارزش هنری تابلویی از "داوینچی" یا قطعهای از "بتهوون" یا داستانی از "گلستان سعدی" را با یك ترازوی معرفتی بسنجد.
محكها و فعالیتهایی كه در وادی علم عرضه میگردد، همواره با مفروضات و اگرها همراه است، هرچند بسیاری از تازهكاران ممكن است آن نكتهها را در نیابند.
اگر این هوای در سر كسی بیفتد كه بخواهد از روی تفنن در كار هنری داوری كند، باید ابتدا محدوده قضاوت خویش را به گوشهای معین از كارگاه پهناور هنر جهان منتقل نماید تا هواهای علمی، وی را در پیشداوری عام دلبسته نكند.
چند نقاش و شاعر و چند هنرمند را شاید بتوان از جنبههای معین با یكدیگر قیاس كرد، مشروط برآنكه گفت و شنود میان مردم اهل علم و هنر آگاهانه صورت پذیرفته باشد و بحث جنبه قاطع و عمومی بپذیرد و نتیجهگیریهای نادرست و غیراصولی سیاسی و اجتماعی و تعصبات و ادعاها، اینگونه مباحث ادبی و هنری را به جنگ هفتاد و دو ملت نكشاند.
با این اصول معیار زیباشناسی مردمی كه با یكدیگر آهنگ مشترك هنری دارند (نه اینكه صددرصد در همه امور هنری مشترك باشند) گاهی اجازه گفت و شنود و شناسایی معیارهای فرهنگی را به یكدیگر میدهند و روشن است كه این مباحث جنبه جهان شمولی نهایی را ندارد.
آنجایی كه سخن از برتری یك اثر هنری بر اثری دیگر پیش میآید باید معترف بود كه همواره به ذهن و ذوق ما گاهی جلوه زیبایی بعضی از پردههای نقاشی بیشتر از پردههای دیگر است و آنكه با همه همداستان و همآهنگ نیست شاید خود در ذهن خویش معیار و قیاسهای دیگری را پرورانده است.
این قدرها امید هست كه این گفت و شنود نیمهعلمی در عالم هنر و فرهنگ، تاریكیها را مبین و هم آهنگیها را دلپذیر و در بسیاری از موارد اختلاف عقاید را آشكارتر سازد و با این امید در طریق نقد خلاقیتهای هنری در میدان پژوهش هنر اصیل با یكدیگر در سرزمین هنر گام میگذاریم و پیش خواهیم رفت ولو اینكه همواره هم آهنگ و هم گام نباشیم.
با عرض این مقدمه كه در ذهن داشتم و با شما خوانندگان ارجمند در میان گذاردم و مسلم است كه هیچ اصراری در درستی و نادرستی بیچون و چرای این نظر نیز نخواهم داشت. اینگونه مباحث قاعدتاً به ذوق گروهی سازگار و به ذوق دستهای دیگر ناپسند خواهند آمد. همینقدر كه گروهی از اهل فرهنگ و هنر جهان پس از فرو رفتن در ژرفای این معانی با نگارنده همآهنگ گردند و باب مطلوب گفتگو نیز بازتر خواهد شد. اما، آنچه نگاشته میشود شمهای است از افكاری كه در جستجوی یافتن معیارهای زیباشناسی است و برای باز شناختن ارزشهای هنر از میان مكاتب متوسط گزیده نشده است.
به ذهن این قلم، در محدوده فرهنگ و هنر امید آن میرود تا براساس شناخت واقعیتی از هنر خوب و زیبا همراه با شناختن نازیباییها و مرزهای واقعبینی در زیباشناسی هنر را مورد نقد و نظر جمع قرار دهیم.
همینقدر یادآور میشوم كه در مکاتب زیباییشناسی تعاریف و نشانهایی پیرامون زیباییشناسی آمده است كه كم و بیش ذهن اهل هنر را مشغول داشته و غالب تعاریف زیباییشناسی نیز بر پایه خیالانگیزی در شكل و فرم محدود نگردیده است.
قوائد قابل تمیز زیباییشناسی خوب از بد مانند همه داوریهای هنر اگرچه به ظاهر علمی و آراسته جلوه كند امّا در نهایت پایبند ذوق و تشخیص خصوصی است.
نگارنده در این گفتار به تكرار گفتهای از گذشتگان روی نمیآورد و آنچه عرضه میدارد بیشتر قسمتی از اندیشههای معاصر است پیرامون جستجوی معیارهای زیباییشناسی هنر كه بهصورتی عریان و برهنه است.
توجه در این مباحث بیشتر به روی دو اصل زیر و براساس دریافتهای عینی خواهد بود. قابل ذكر است كه هیچگاه نمیتوان به قواعد و اصول عالم هنر بهصورت قاطع و جزمی نگاه كرد.
جهان هنر، تاب سلطه منطق بیچون و چرا و فارغ از استثنا و ذوقیات را ندارد و ضرورتی در كار نیست كه هرچه در قلمرو هنر است با حكمت و ریاضی و شیمی و فیزیك منطبق نیز همسو باشد. مباحث و فصولی را كه عرضه میدارم مسلماً نمودار مدار حساسیت و تأثیر نگارنده از اصل هنر است و در كار هنر به هیچ روی ضروری نخواهد بود كه شاهد آوریم تا مطلبی را نفی و اثبات كرده باشیم.
چنین شواهدی را باید از دریافت معنا در فرمها و شكلها دانست و روشنگری ذوقها جهت درستی یا نادرستی اصل زیباشناسی در هنر خواهد گردید.
دو نكته از مباحثی را كه در ذهن دارم معروض داشته و آنگاه در مباحثی دیگر با ذكر مثالها و نمونههایی از گفتار دیگران مطلب را روشنتر خواهم ساخت. یادآور میشوم كه این معیارها به هیچوجه نمیتواند مانند قوانین فیزیكی عمومیت داشته باشد. زیباییشناسی در همه دیدها یكسان نیست و لذا مباحثی را كه معروض میدارم به تنهایی در همه جهان بینیها یكسان و كافی نیست.
اصل اول:
یكی از عواملی كه هنر اصیل و غیر توصیفی را مانند یك پرده نقاشی عارفانه یا پند و حكمتهای یك قطعه شعر را از نظرگاه فرهنگی و زیباییشناسی تا حدودی جهانشمول میكند آن است كه نقاش و شاعر در بیان خود، طبیعت را سرمشق قرار دهد و عوامل و عناصری را كه میخواهند از شادیها و رنجها و روابط انسانی و اجتماعی عرضه كند با نظایر طبیعی آنها در آمیزد و بسنجد. هنرمند در تمثیلات و سمبولها و تشبیهات خویش فیالمثل از ماده و خورشید و گل و بلبل و آب و خاك و روئیدن و صبح و شام و زادن و مردن و گفتن و شنیدن و مهر و كین ورزیدن و وصل و فصل و نظایر آن سخن نگوید، اینجا هنرمند به پدیدههای طبیعی ساده بیشتر نظر داشته تا ادوات و آلات و روشهای بكار بردن علمی اشیاء آنکه را در زندگی اجتماعی، بازنمایی دهد.
هنر، میتواند و قادر است مایه علمی و مفهوم روشن معرفت را با وجوهی دلپذیر عرضه كند، مشروط بر آنكه وارد جزئیات علم و فن نگردد. هنر، باید به مایه معرفت كه از "حقیقت طبیعت" سرچشمه میگیرد آمیخته باشد تا در جزئیات تدوین شده از مایه "حقیقت طبیعت" به هنر و روح و لطافت بخشد.
جزئیات و حواشی و درس و بحث تخصصی و صنعتی كه به سازمان علوم مدون نزدیكتر است از زیبایی و شكوه و سادگی و قدرت تأثیر هنر ناب میكاهد. علم، عقل را به زنجیر میكشد و شور و مستی هنر ناب، اندیشه را از پای بندیها آزاد میكند.
اصل دوم:
وقتی هنرمند به جای طبیعت و طبایع، به جای سیر برون و درون، ساختههای تصنعی جامعه را بهعنوان سرمشق در هنر راه میدهد، و فیالمثل روابط انسانی و تأثیرات یا توصیف معشوق خویش را با نظایر آنها بسنجد، از زیبایی هنر كاسته میگردد در شیوههای هنری، شیوه این گونه توصیفها بیشتر مخصوص نافاخران است و بهندرت در متن هنر ناب قرار میگیرد.
اصل اول، گرایش ذهن است به سوی مجردات و وابستگیها، از راه شناخت "حقیقت طبیعت" و سفری است به سر منزل هنر ناب كه ما را در این تجسس هنری در مركز دایره هنر قرار میدهد و پروازی است آزاد، دستافشان و رقصكنان با بالهای اندیشه، بر فراز مادیات و بدوی است و هنرمند است که در ساحت خیال، زبان "حقیقت طبیعت" را زیباتر و خوشتر از زبان و جاه و مال در مییابد و آن را پایگاهی قرار میدهد برای پرواز به فضاهای پاكیزهتر و برتر و فراتر از ماده.
اصل دوم نیز همزاد منفی اصل مثبت اول است و گرایشی است بهسوی ماده و جزئیات و روشهای جامعه، مانند علم و صنعت و جامعهشناسی و تاریخنویسی و امثال این فعالیتها كه بیشتر در عهده ناظران بر حوزههای غیر از هنر است. بهاینترتیب هنری كه به تأثیرات و خواستههای طبیعی درون یا به روان برهنه آدمی و مردمی نزدیكتر باشد، با مقیاس هنری كه در این مبحث پیشرو داریم آراستهتر و خوشتر از هنری است كه به سایر شرایط زندگانی اجتماعی و تمدن و علم و صنعت نزدیكتر باشد.
درد عشق و ندای دل و حتی گرفتاریهای اجتماعی كه با كانون اصلی روان ما سر و كار دارد و اگر با مقایسههای طبیعی و مراعات سنتهای هنری مطرح شود میتواند هنرناب به بار آورد. اگر درگیریهای روان آدمی را به زبان تخصصی علمی دور از تشبیه و قیاس با كارگاه طبیعت در قالب هنر عرضه كنند به سختی صورت محدود پیدا میكند و از هنر ناب دور مینشیند هنر با الفبای ساده زیست انسان و با مجردات اندیشههای بشر بیشتر سر و كار دارد تا به صنعت و بقیه ساختهها و پرسش اشخاص و اشیاء. و از طرفی چنین تركتازی و سودجویی و حكمتطلبی و فایدهجویی در میدان علوم علمی و تخصصی و صنعتی بیشتر است و لذا از این روست كه محدوده گستره هنر همواره از میدانهای علوم صنعتی و تخصصهای آزمایشگاهی و نتیجاً از سودجویی و منفعتطلبی دوری جسته و به روان و اندیشه مجردان نزدیكی پیدا كرده است.
هنری كه از طبیعت و اجتماعات ساده بشری ارشاد بیابد به ذوق این نگارنده نزدیكتر است تا آنچه كه از كارخانه و صنعت و واقعیات روزانه جوامع بشری سرچشمه بگیرد. البته عرضه داشتن نقشهایی از صحنههای عام و زیبای جوامع بشری در تالارهای فرهنگی ضروریست. داستاننویسان، روزنامهنگاران و نقاشان و سینماگران در عرضه آثار با شكوه از جلوههای زندگی جوامع بشری با فرمهای هنری استادی بسیار دارند.
آشنایی این دسته از هنرمندان با زوایای مخفی فرهنگ و هنر هر ملت محققاً خواهد توانست كلامشان را گیراتر و دلپذیرتر كند. اما وارد كردن جزئیات كار زندگانی صنعتی و اجتماعی روزانه در هنر اگر بسیار استادانه نباشد جنبه ابتذال هنری پیدا میكند.
مثلاً هنرمند آنگاه كه از كاروان حیات و بانگ جرس زمان یا قفس و آزادی، رنج و شادی محدود و بیپایان و روشهای اساسی و روابط انسانها در جامعه به نحو كلی صحبت میكند، نوایش كلامی طبیعی و هنرمندانه است. اما هرچه جزئیات علمی و فنی و اجتماعی این امور بیشتر وارد هنر شوند هنر به جنبه زندگی روزانه گزارشنویسی و مقالهنویسی نزدیكتر میشود و از نیرو و آوای آسمانی آن بیشتر كاسته میگردد.
شك نیست كه بعضاً آثار هنری و نگارههایی كه به منظور اجتماعی یا سیاسی خلق میشوند ممكن است جهت پرورش افكار عمومی جامعه ارزشمند و شایستهتر از هنر ناب باشند. اما دراین مقاله نگارنده به سودهای مادی و اجتماعی نظر ندارد و هنری كه در روان آدمی دژ كلی و طبیعی و تاحدی فارغ از نظامهای اجتماعی و فایدهجوییهای مادی را پدید آورد نوایی است كه از دل شوریده برخاسته و درگوش جان شنونده آشنا اثر عمیق میگذارد. نه آن سخنی كه براساس برنامه از پیش حساب شده بهخصوصی بخردانه از پی جای داد روان آدمی در پرونده اجتماعی معینی به نظم در آورده شده باشد.
بههرحال، هنر ناب، چه نظم خوش، چه نقاشی اصیل، چه نمایشنامه و داستانهای اجتماعی، هركدام بهجای خود ارزشمند است. در این گفتار، میكوشیم كه هنرناب را از آفریدههای كمشور جدا سازیم و این نه آن است كه هنر ناب را از دیدهگاههای مادی آن برشماریم و برتر یا فروتر آن را با دیگر پدیدههای اجتماعی قیاس كنیم. عكس این اصول هم حدوداً معتبر است. مثلاً سر دبیر چیرهدستی كه در روزنامهای مسائل سیاسی روز را تحلیل میكند از افراط در ذكر طبیعت و حجم و ریتم و فرم و تكنیك ذكر گل و گیاه و رنگ و بوی پروازهای هنرمندانه پرهیز خواهد جست، اعتبار كار او بیشتر در ارزیابی دقیق سیاسی اوست تا توجه به شور و تحریك احساسات هنرمندانه خواننده.
هرچند سیر در پیرامون این اندیشه بسیار دلنشین است ولی ناچار باید از این بحث چشم بپوشیم تا به پهنا نرویم و سر رشته سخن را برای همراهی خوانندگان بهدست نگهداریم.
جز این دو اصل كه عنوان كردیم، اصول سنتهای هنری جهان را نادیده نباید گرفت. هنر باید پیامی در برداشته باشد، نقش اندیشهای را تصور كند، خلاقیت باید چنان باشد كه "دُر" سخن را در میان دیگر خوبرویان شناخته شده محافل هنری سربلند سازد. از تكرار نقشهای دیگران و جابجا كردن مفاهیم و واژهها باید دوری جست تا حاصل خلاقیت از بكارت اندیشههای مجسم برخوردار شود.
زبانِ هنر، جزیی از فرهنگ معین هر مردم است. مختصات اصیل هنر مانند لفظ و تركیب باید در چارچوب همان فرهنگ قرار گیرد و روشن است كه مثلاً شعر فارسی نمیتواند كلمات نامأنوس فراوان از زبانهای بیگانه در بر بگیرد. یا پیوسته اصطلاحات و اوزان و اشارات اجتماعی فرهنگهای دیگر را به كار برد. درست است كه "هنرمند" مانند "عالم" پایبند مقرارت فشرده طبیعی نیست، ولی سرانجام هر هنرمندی كه پیامی برای مردمی دارد ناچار در متن فرهنگ و سنتهای هنری همان مردم سخن میآورد.
هنری كه در خور آن باشد تا در فرهنگ ملتی جاودانه ثبت شود باید معنی نو و گفتار دلنشین داشته باشد. معنی و استخوانبندی تفكر و روابط بین اجزاء هنر چیزی است كه بدون آن اگر هم ظاهر سخن آراسته باشد درون آن تهی خواهد بود، هرچه معنی و تركیب هنر نوتر و سخن از تقلید و تكرارها و شنیدهها دورتر باشد هنر گرانبهاتر است.
در این منظور سعی و تلاش بر آناست تا دور از اغراض و گرایشهای ناروا، نقش این سلسه مباحث ادامه یابد و نمونههایی از زیباییهای نهان هنر بزرگان گذشته و حال از پس پرده اندیشههای خیالانگیز به در آید.
هرچند بحث در این مجموعه متوجه هنر اسلامی و عیارهایش خواهد شد ولی محتوا و اصولی كه عرضه میگردد تا اندازهای جنبه جهانی هم دارد.
بر این مبنا، اگر لحظهای قادر باشیم قالبهای متفاوت هنر را به كناری بگذاریم، معیارهای پیشنهادی درباره هنر نو و علیالاصول هنر دیگر كشورها نیز صادق خواهد بود و صادق است بر آن معنی که: آن بخش از زیباییهای موجود در هنر كه از حقیقت طبیعت سرچشمه میگیرد از مرز زبانهای مختلف در میگذرد و همچنین مفهوم اصل اول كه هنر را به فهم و درك نزدیكتر میكند پایبندی آن به زبانی مخصوص نخواهد شد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: جمعه 28 خرداد 1395 ساعت: 2:47
فراوری: یاسمن پیشوایی- بخش هنری تبیان

هانیبال الخاص در 26 خرداد 1309 از پدر و مادری آشوری در کرمانشاه متولد شد. نقاشى را در «آرت انستیتو» كه استادهاى خوب اروپایى و روسى داشت، خواند. در آن زمان در آمریكا «آبستره» اوج گرفته بود. هانیبال الخاص پس از 8 سال درس و 6 سال كار (كار در كارخانه وسترن الكتریك) در رشته ایلوستراسیون لیسانس و فوق لیسانس گرفت.
وقتى به ایران برگشت مدتى در اداره بهداشت مددكار اجتماعى بود و بعد هم شد معلم هنرستان پسران. بعد گالرى «گیل گمش» را راه انداخت. الخاص از 1348 تا 1358 در دانشگاه تهران تدریس كرده است.
الخاص تنها به عنوان یك نقاش شناخته نمى شود، چرا كه او تاكنون اشعاری به زبان آشورى سروده است ده ها قصه كوتاه به فارسى و آشورى نوشته و تعداد بسیارى طرح روى جلد كتاب ترسیم كرده است. در سالهای آخر عمر نیز هم صد غزل حافظ را به زبان آشورى ترجمه كرده و براى هر كدام یك مینیاتور به شیوه خودش مصور كرده است. او بیش از سیصد نمایشگاه فردى یا گروهى برگزار كرده است كه برخى از آنها غیرمنتظره، ابتكارى و به یادماندنى هستند.
الخاص، آمیزه ای از شاعر، معلم، نقاش و قصه گو بود که در طول حیاتش هزاران دوبیتی، قصیده، هایکو، منظومه و غزل به زبان آشوری سرود.
چهار کتاب آموزش هنر تألیف کرد، از نقاشی کودکان به شوق می آمد و برای صدها نقاشی از بچه های مختلف زیرنویس های شاعرانه و غیرمنتظره نوشته است.
نقدنویسی کرد و برای ده ها کتاب، روی جلد کشید. در بیش از نیم قرن، هزاران تابلوی کوچک و بزرگ و بیش از 300 مترمربع نقاشی دیواری کشیده است.

هانیبال الخاص یکی از مهم ترین نقاشان معاصر ایران در یک قرن اخیر است و در زمره درگذشتگانی همچون کمال الملک، محمود اولیا، حسین شیخ، برادران پتگر، محمود جوادی پور، علی محمد حیدریان، حسین قوللرآغاسی، محمد مدبر، جعفر روحبخش و به طور غیرمستقیم متأثر از جریان نقاشی قهوه خانه ای در خاطره تاریخی هنر معاصر ایران باقی مانده است.
اما هانیبال بیشتر از هر نقاشی در یک قرن اخیر به مضمون انسان در آثارش پرداخته است. این نقاش رمزنگار و این معلم رمزگشا، ویژگی هایی داشت که هنگام تدریس اغلب به سبب آشنایی وسیع او با ادبیات و شعر، با جادوی کلام و با لرزش صدا و نم اشک همراهی می شد و کلاس را به وجد می آورد. در بیشتر تابلوهایش ما را به زندگی، به رنگ و به شعر دعوت می کرد.
کاظم چلیپا یکی از شاگردان برجسته استاد هانیبال الخاص درباره سابقه هنری این هنرمند می گوید :
"هانیبال الخاص وقتی نقاشی را شروع کرد ،یک دوره شاگرد جعفر پتگر بود. تا اینکه برای ادامه تحصیلات به امریکا رفت. آن دوره هنر معاصر ایران به سمت هنر آبستره گرایش داشت. اگر مروری بر تاریخ هنر معاصر ایران داشته باشیم متوجه می شویم که ایران به سمت هنر معاصر گرایش داشت. جلال آل احمد در آن زمان استاد را تشویق کرد که به ایران برگردد و هنر نقاشی را در ایران دنبال کنند تا اینکه هانیبال الخاص به ایران بازگشت درحالی که به سبک فیگوراتیو گرایش بسیاری داشت. به طور کلی الخاص به مسائل اجتماعی و انسانی گرایش داشت و می توان گفت سبک کارهایش تلفیقی از نقاشی مکزیک و سبک نقاشی های دوره پیش از انقلاب بود. این سبک را نه تنها در نقاشی دیواری هایش که در آثار شاگردانش هم می توان دید.
هانیبال با بازگشت از امریکا در دانشگاه مشغول به تدریس شد و به عنوان مدرس شاگردان زیادی را آموزش داد. به عنوان یک مدرس دانشگاه هم باید گفت که وی واقعا استاد خوبی بود.
به شدت تحت تاثیر جلال آل احمد و نیما یوشیج بود به طوری که در تعدادی از آثارش چهره این دو هنرمند را کار کرده است. تا اینکه بین سال های 65 تا 70 بود که هانیبال الخاص تصمیم گرفت دوباره به امریکا برگردد و باقی عمر را در این کشور بگذراند.
در هر حال هانیبال الخاص نقاش تاثیرگذاری بود و سبکی از نگاه هنری را در جامعه گسترش و پرورش داد. به خصوص در سبک فیگوراتیو الخاص در هنر معاصر ایران سهم به سزایی داشت".

منابع:
شرق
هنرآنلاین
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت: 19:02

این روزها گروه کامکارها کنسرتهای خیریهای را برگزار کردهاند که جنبههای دیگری از فعالیتهای آنان را نشان داده است. روز پنجشنبه همین هفته هم گروه کامکار با آنسامبلی جمع و جورتر قرار است به لندن برود تا به اتفاق ارکستر سمفونیک داکلند، کنسرتی را به نفع کودکان آواره سوری که به کردستان عراق پناه آوردهاند برگزار کند.
روزنامه صبا به همین بهانه با هوشنگ کامکار سرپرست گروه کامکارها گفتوگویی کرده است که بخشهایی از آن را میخوانید.
چه شد که تصمیم گرفتید با ارکستر داکلند برای کنسرت خیریه روز پنجشنبه همکاری کنید و اساسا مدتی است که فعالیتهای خیریه شما افزایش داشته است؟ از انگیزههای این اجراها بگویید.
ما شاید از ابتدای کارمان سعی میکردیم در این حوزهها کمکهایی کنیم و مسئولیتهای اجتماعی خودمان را انجام دهیم و کمکهایی هرچند کوچک داشته باشیم. یادم است که سی سال پیش در آمل چنین اجرایی داشتیم. در کردستان و عراق هم چنین برنامههایی داشتهایم. تهران و خود محک که چندبار کنسرت خیریه برایش گذاشتهایم. با وجود اینکه همه گروه کامکارها را میشناسند و میدانند گروهی نیستیم که از نظر مالی قدرت خاصی داشته باشیم. انسانهای خیلی مرفهی نیستیم اما به عنوان وظیفهای انسانی این کار را انجام میدهیم و برای اجرای لندن هم حدود دو یا سه ماه پیش با من تماس گرفتند و برگزارکننده که از طرف کمپین حمایت از کودکان جنگزده سوری بود، این پیشنهاد را مطرح کرد و ما گفتیم میخواهیم همه مبالغ این کنسرت را به کودکان سوری که اکنون در عراق آواره هستند تقدیم کنیم. ما این مطلب از هر جهت برایمان جذاب بود؛ اول اینکه خیریه بود و علاقه ما را برانگیخت و دوم برای کودکانی بود که در کردستان عراق هستند. نکته جالب دیگر اینکه به مدیر برگزاری این برنامه گفتم ما همه عواید را پرداخت میکنیم و علاوه بر آن هزینههای بلیت را هم خودمان تامین خواهیم کرد. بسیار از این سخن من تعجب کرد و گفت که اسپانسرهایی دارند که این مخارج را پرداخت میکنند.
بهترین کارهای سمفونیک ما که منتشر نشده است را آنجا اجرا میکنند. به عنوان مثال قطعهای به نام "پوئم سمفونی انفال" که درباره کشتار کردها به دست صدام است که چقدر از کردها را زندهبهگور کردند. صبا دختر من این کار را به زبان کردی میخواند با ارکستر سمفونیک. البته ارسلان در بخشهایی از این قطعه هم عود مینوازد. کنسرتینو سنتور و ارکستر هست که این هم جدید است. قسمت سوم از آواز صلح است. آن زمان که جنگ سوریه در حال آغاز بود خیلی نگران بودم چون جهان در وضعیت بسیار نامناسبی بود و حقیقتش را اگر بخواهم بگویم ترس از جنگ جهانی در من به وجود آمده بود. با خودم فکر کردم قطعهای برای صلح بنویسم و آن را منتشر کنم که در فضای مجازی منتشر و در خارج از ایران هم استقبال زیادی از آن شد. شعر آن از باباطاهر عریان و سعدی بود. روی آن شعرها کار کردم. باز هم صبا با گروه کر ارکستر سمفونیک آنجا میخوانند و قطعه دیگری هم دارم که برای بهارن آبیدر است که از آثار فولکلور است که در حقیقت برای من افتخاری است که در این کنسرت خیریه شرکت کردم. بهرغم مسائل دیگر که ارکستر سمفونیک کارهای من را اجرا میکند و یکی از بهترین رهبران ارکستر، این اجرا را رهبری خواهد کرد.
آیا زمانی برای تمرین با ارکستر داکلند داشتهاید؟
خود ارکستر یک ماه میشود در حال تمرین است چرا که پارتیتور و نتها را نزدیک به دو ماه است که برایشان فرستادهام و در حال تمرین بودند در این مدت و حتی یک ایرانی هم آنجا هست که روی تلفظ خوانندگان گروه کر کار میکند. ما هم پنجشنبه که میرویم دو جلسه با اردوان ، اردشیر و ارسلان که تکنوازیها را به عهده دارند تمرین داریم. در قسمت دوم هم که مختص خود گروه است که موسیقی کردی نواخته میشود. برای اینکه مخارج باز هم پایینتر بیاید، تعداد گروه را کم کردیم. شش نفر بیشتر نیستیم و فکر میکنم برنامه جالبی خواهد شد.
شما به تازگی آلبومی منتشر کردید به نام "باغهای پژمان". در رابطه با بازخوردهای این آلبوم لطفا توضیح بدهید. این آلبوم خیلی رسانهای نشد و به آن کمتر پرداخته شد.
اصغر فرهادی یکبار درباره فیلمهایش گفته بود مردم خودروی پراید را خیلی بیشتر از مازراتی میخرند و این جمله برای من خیلی جالب بود. ما هم در اکثر کارهایمان اینطور نیست که همه مردم بخرند و همانطور که اشاره کردید خیلی در ابعاد گستردهای هم رسانهای نشد به همین دلیل به نظر من احمد پژمان استاد بزرگی برای موزیسینهای ایران بود و من جزو وظایف خودم میدانستم که کاری برای وی، به خاطر و به یاد او بنویسم و همه سعیام هم این بود که تمام دانش موسیقایی که بلد بودم را در این کار استفاده کنم و به آهنگسازان ایرانی که به موسیقی مدرن توجه دارند بگویم که به سبک آهنگسازان مدرن نیویورک کار ننویسید بلکه دستاوردهای موسیقایی خودشان را در خدمت ملودیهای بومی خودمان استفاده کنند چون ارزشش بسیار بیشتر است. در همین آلبوم "باغهای پژمان" براساس موسیقی مدرن کار کردم ولی تماما با استفاده از ملودیهای محلی و کردی و ایرانی. خواستم به آهنگسازان بگویم میشود این کار را کرد. نه اینکه دقیقا همچون آرنولد شوئنبرگ و... بنویسند زیرا مانند آنها ساختن ارزشی ندارد و باید هرکس مثل خودش کار کند. خود پژمان هم این اثر را گوش کرد و خیلی خوشش آمد. بیشتر بازخوردهایی که درباره این آلبوم گرفتم از سمت و سوی موزیسینها، آهنگسازان و اهالی هنر بوده است و عامه مردم خیلی به کار واکنش نشان ندادند. گمان هم نمیکنم این اثر چندان فروشی هم داشته باشد. در حدی معقول و متوسط به فروش رفته است اما نه آن طور که در همه جا دنبالش بگردند. موزیسینها تماسهای زیادی با من گرفتند و نظراتشان را درباره این شیوه آهنگسازی یعنی به کار بردن عوامل مدرن در خدمت آهنگهای ملی و با هویت میگفتند.
موسیقی نواحی ما خیلی تماتیک است و مبتنیبر ملودیهای برجسته و روان اما در موسیقی مدرن و معاصر ما شاهد مرکزگریزی و شاخصههای غیرتماتیک هستیم و بیشتر به سمت اسپاسمانها میروند. چگونه این ناهمگونی را همگون کردید؟
ببینید هیچ مشکلی نیست. میتوانید هر تکنیکی در عالم موسیقی وجود دارد را به خدمت بگیرید اما کارتان هویت داشته باشد. نمیگویم فلان ملودی مازندرانی را از ابتدا تا آخر و کامل باید مورد استفاده قرار دهید. خیر بلکه موتیفها و جملههای خیلی کوتاهی وجود دارد که میشود از آنها استفاده کرد تا هویت حفظ شود و نه آنکه یک تصنیف را از ابتدا تا انتها بخواهیم نعل به نعل پیاده کنیم مشخصا مدرن نمیشود. مثلا اگر یک کرد "باغهای پژمان" را بشنود کاملا میفهمد که مایههای کردی دارد ولی همه ملودی کردی نیست و تنها از موتیفهایی استفاده شده است. هویت داشتن خیلی مهم است زیرا من اگر بیایم موسیقی بنویسم همچون آهنگسازی که در دارمشتاد نشسته است یا در نیویورک ارزش و اصلیت ندارد و زمانی باید ارزیابی شود که من بروم نیویورک و آنجا به من بگویند کارت بهدرد میخورد یا نه ولی هویت ملی اگر داشته باشد، همان آهنگساز نیویورکنشین هم به آهنگ جذب میشود. من همه اینها را تجربه کردهام در جاهای مختلف. وقتی کارهای انسان رنگوبوی ایرانی بودن دارد در جاهای مختلف دنیا میشنوند و دوست دارند و این شدنی است.
در مستندی درباره شعرهای آزاد احمدرضا احمدی پارتیتور نوشتهاید. آیا آن پروژه را همچنان دنبال میکنید؟
روی شعرهای احمدرضا احمدی، شاملو، بیژن جلالی و... بود که به صورت ووکال کار شد. پیش از آلبوم "باغهای پژمان" هم آلبوم "کوچ بنفشهها" را داشتم که روی اشعاری از محمدرضا شفیعی کدکنی ساخته شده بود. خودم هم دکلمهاش کردم. (خنده)
بدون صبا و قشنگ و هانا کنسرت برگزار نمیکنیم
میدانید مشکل ما برای برگزاری کنسرت در شهرهای مختلف ایران چیست؟ مشکلمان این است که اگر نهادهای شهر اصفهان یک میلیارد دلار بخواهد به کامکارها بدهد و بگوید بیایید کنسرت بدهید اما بدون صبا و قشنگ وهانا ما کنسرتی برگزار نمیکنیم. ما نوازنده خانم داریم، همخوان خانم داریم و هیچوقت زیر بار این نمیرویم که این عزیزان را از روی صحنه پایین بکشیم و بگوییم که حالا شما روی صحنه نروید بگذارید کنسرت را برگزار کنیم تا پولمان از بین نرود. هر جایی که امکان داشت با همین افرادی که هستیم کنسرت میدهیم، اگر چنانچه نگذاشتند کنسرت نمیدهیم دیگر به آن خانم گروه نمیگوییم شما از روی صحنه پایین بیا. این بزرگترین توهینی است که یک خواننده به آن گروه میکند.
نمیخواهم نام ببرم. ادعا هم میکنند که هنردوست و هنرمند هستند. خب کنسرت نده! نهایتش بیست میلیون تومان ضرر است دیگر. کفر که نمیشود. برای همین است که کنسرتها محدود است. مثلا ما سال گذشته به شهرکرد رفتیم و یکی از بهترین اجراهایمان بود. نزدیک اصفهان هم هست و تعداد زیادی هم از اصفهان آمده بودند. مشخصا جاهایی که امکان کنسرت نداریم نمیرویم! خودمان نمیرویم برای اینکه جو درست نکنیم و بگوییم آهای کنسرت ما را به هم زدند تا کمی هم برای خودمان تبلیغ کنیم. وقتی میدانید امام جمعه یا دادستان فلان شهر با کنسرت مخالف است، برای چه اصلا به آن شهر میروید؟ آیا قصد دارید کنسرتتان را لغو کنند مشهور شوید تا عکستان رادر مجلات و روزنامهها بیندازند؟ سایتهای خارجی نامت را ببرند؟ ما از این کارها بلد نیستیم خوشبختانه یا متاسفانه.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت: 15:45

جمشید حقیقت شناس دبیر برگزاری فروش آثار هنری 500 هزارتومانی درباره این رویداد گفت: رویکرد این بازار هنرهای تجسمی که شهریورماه برگزار خواهد شد، ایجاد فضایی برای خرید آثار هنری از سوی مردم است. مردم قابلاتکاترین کسانی هستند از هنر و فرهنگ ما دفاع کردهاند و اکنون بهترین گزینه برای خرید، نگهداری و دوست داشتن آثار هنری هستند. به همین دلیل این حراج با درنظر گرفتن توان مردم و قیمتی ثابت برگزار شده است.
وی ادامه داد: هنرمندان آثار مختلفی با قیمت های مختلف دارند و لزوما همه آثار آنان گران قیمت نیست. در این حراج نیز هنرمندانی از طیفهای مختلف حضور دارند هم کسانی که کاملا شناخته شده هستند و هم کسانی که مخاطبان کمتر آنها را می شناسند. به طور کلی هرکسی که اثری در خور نگهداری مردم در اختیار داشته است به این فراخوان پاسخ مثبت داده است و در آن حضور دارد.
حقیقتشناس با بیان اینکه خانه هنرمندان مکان مناسبی برای برگزاری یک فروش مردمی است گفت: همه گالری های خانه هنرمندان به این فروش اختصاص خواهد یافت و برای انتخاب آثار نیز ما فهرستی از هنرمندان تهیه کردیم و از آنان دعوت کردیم تا در این رویداد حضور داشته باشند که دعوت ما با استقبال خوب هنرمندان مواجه شد.
وی همچنین با ذکر این نکته که هر خریداری میتواند اثر هنری مورد نظر خود را همان لحظه انتخاب و خریداری کرده و با خود ببرد اظهار کرد: در این فروش آثاری از همه مدیاهای هنرهای تجسمی از نقاشی و حجم گرفته تا خوشنویسی و نقاشی خط وجود دارد تا مراجعان بتوانند به راحتی اثر هنری مورد پسند خود را انتخاب کنند. به علاوه نکته مهم است که ارزش افزوده این آثار به هیچ عنوان قابل تصور نیست زیرا اثر هنری یک کالای معمولی نیست که پس از مدتی مصرف مستعمل شود، قیمت اثر هنری با گذشت زمان افزایش می یابد و از آنجا که ما در انتخاب آثار با دیدی کارشناسانه عمل کردهایم آثار هنری خوبی وارد فروش شده است.
دبیر فروش آثار 500 هزارتومانی ادامه داد: اینکه مردم خریدار آثار هنری باشند بسیار با ارزش است زیرا بسیاری از موزههای آثاری را در خود دارند که از خانههای مردم آمدهاند. این اتفاقی است که میتواند فرهنگساز باشد زیرا آثار هنری که در خانههای مردم هستند پشتوانه بزرگی محسوب می شوند. اگر مردم آثار هنری را وارد سبد خرید خود کنند در آینده میتوانیم موزههای خوبی داشته باشیم.
فروش آثار 500 هزارتومانی شهریور ماه در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت: 15:45
فراوری: یاسمن پیشوایی- بخش هنری تبیان

سال 95 با امیدهای تازه ای شروع شد؛ بسیاری از هنرمندان حوزه موسیقی که در دولت قبلی به کل فعالیت را کنار گذاشته بودند، با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، جانی تازه یافته و فعالیت را با امیدی نو شروع کردند. اما از ابتدای سال خبر لغو کنسرت های بزرگانی چون کیوان کلهر و شهرام ناظری، تمامی این امیدها را به یأس تبدیل کرد.
کنسرت کمانچه نواز چیره دست ایرانی، آقای کلهر در استان خراسان شمالی لغو شد و دلیل آن مسائل امنیتی اعلام شد. پس از آن از برگزاری کنسرت شهرام ناظری خواننده سنتی خوان و شناخته شده ایرانی لغو شد با آنکه وی در یزد و ایلام اجازه یافت کنسرت خود را برگزار کند.
کار به استان خراسان ختم نشد و دامنه لغو به تهران هم کشید و پاگیر خوانندگان چون حجت اشرف زاده، حسام الدین سراج و کاوه آفاق نیز شد.
داستان به اینجا نیز ختم نشد و محسنی اژه ای در همین هفته، توضیحاتی درباره لغو کنسرت و اینکه چه کسی یا کسانی مسئول این لغوها هستند داد و گفت:
درباره کنسرت هایی که در این مدت با مسائلی رو به رو شده بود، همانطور که بارها گفته شده است؛ مجوز کنسرت ها را دولت و وزارت ارشاد صادر می کند و در این زمینه و اصل کنسرت ها قوه قضائیه بحثی ندارد و هیچ مشکلی هم در مجوزها نبوده و اقدام خلاف قانون و خلاف نظم عمومی هم انجام نشده. تعداد محدودی از آنها گزارش آمده از سوی دادستان یا مراجع دیگر که قرار است مسائل مجرمانه اتفاق بیفند. اقدامات مجرمانه یا خلاف نظم عمومی. دادستان در این شرایط گفته اگر کسی بیاید و تعهد بدهد که هیچ کار خلاف نظم عمومی و عفت صورت نگیرد؛ مجوز می گیرید اما اگر کسی نتوانسته تعهده بدهد مجوزها لغو شده است و در آینده هم اگر این اتفاق بیفتد تدابیر لازم را اتخاذ خواهیم کرد.
اکنون به دنبال این اظهارنظر، علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد نیز واکنش نشان داد و گفت: در نیشابور کنسرت آقای کلهر که با یک نوازنده اجرا می کند، لغو شد و دادستان آن شهر اعلام کرد که به َ منظور پیشگیری از وقوع جرم ما اجازه نمی دهیم. یعنی کمانچه جرم دارد؟
علی جنتی در پاسخ به اظهارات حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ٍ ای مبنی بر اینکه لغو کنسرت دلایل امنیتی دارد و فقط 9 کنسرت از 300 کنسرت لغو شده و گاهی اجتماع برخی افراد تبدیل به جرم می شود، گفت: تنها در سال جاری 9 کنسرت لغو شده و تعداد کنسرت های لغو شده در مجموع بیشتر از این رقم است. در ضمن لغو این کنسرت ها هیچ دلیل امنیتی ندارد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، لغو کنسرت کلهر در نیشابور را مثال زد و اظهار داشت: در نیشابور کنسرت آقای کلهر که خواننده و آوازخوان هم ندارد خودش کمانچه می نوازد و تنها همراه با یک نوازنده دیگر برنامه اجرا می کند، لغو شد و آقای دادستان اعلام کرده که به َمنظور پیشگیری از وقوع جرم ما اجازه نمی دهیم. این برخورد با شهرام ناظری هم صورت گرفت. این کجایش اشکال دارد؟
وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: وزارت ارشاد تعهد داده است و ما ملزم به رعایت اصول هستیم و در صدور مجوز برگزاری کنسرت و فرستادن آنها به شهرستان ها با حساسیت بالایی عمل می کنیم. قطعاً ما برای برگزاری کنسرت در برخی از شهرستان ها به گروه های پاپ مجوز نمی دهیم و بیشتر گروه های موسیقی سنتی می فرستیم و بر نوع رفتارها و حرکاتی که طرفداران انجام می دهند، مراقبت داریم که مشکلی پیدا نشود.
جنتی همچنین به لغو کنسرت ها در استان خراسان اشاره کرد و گفت: استان خراسان وضعیت خاصی دارد تا جایی که به آقای قربانی هم اجازه برگزاری کنسرت در مشهد، چناران و گلبهار را ندادند؛ اگر آقای قربانی را هم نتوانیم تحمل کنیم چه کسی را می خواهیم تحمل کنیم؟
وزیر ارشاد ادامه داد: به نظر من باید در برخورد با برگزاری کنسرت َها تجدیدنظر شود و اجازه دهند تا کنسرت هایی که ما با رعایت شیوه نامه و اصول وزارت ارشاد به آنها مجوز می دهیم، برگزار شوند و در صورت بروز مشکل، مسئولیت آن بر عهده وزارت ارشاد است و ما باید پاسخگو باشیم.
منابع:
ایران
هنرآنلاین
موج
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت: 15:45
پرواز هماى دوازدهم ژوئن ۲۳ خرداد همراه با اركستر سمفونیك به رهبرى انریكو جرولای ایتالیایی در مركز هنرى شهر تورنتو در کشور كانادا به صحنه رفت و در این اجرا با زبان فارسی و ایتالیایی برای مخاطبانش موسیقی اجرا کرد.
هماى در این كنسرت فصل تازه اى از كارهایش vh آغاز كرد و در حضور هوادارانش هم با ارکستر سمفونیک خواند و هم خودش سه تار نواخت.
از اتفاقات جالب توجه این کنسرت خراب شدن سیستم صوتی بود که همه میكروفن ها از كار افتادند اما پرواز همای با دعوت از رهبر اركسترش به اجراى قطعات اپرا، بدون میكروفن کنسرت را ادامه داد و تشویق تماشاگران را بر انگیخت. این خواننده در بخشى دیگر با تركیب دو زبان ایتالیایى و گیلكى هواداران را ذوق زده کرد.
پناه بلندى و پستى، بى كَس، مادر، عیب رندان، بى من مخور شراب، مه پاره، زبان نگاه، نمى خواهم، دیوانه ترى، در شب گیسوان تو، زیباتر از خورشید و ماه، ریگولِتتو، اُسُله میو و سرزمین بى كران از جمله قطعاتی بود که همای در کنسرت خود در شهر تورنتو اجرا کرد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت: 11:54
مراسم رونمایی از کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» تالیف جواد مجابی با سخنرانی مهدی حسینی، مرجان تاج الدینی و جواد مجابی عصر روز گذشته ۲۴ خرداد ماه در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
این کتاب که توسط نشر پیکره به مدیریت محمد حسن حامدی منتشر شده و به گفته حامدی حامیان مالی چون گالری ساربان، حراج تهران و امیر موسوی او را در انتشار این کتاب یاری کرده اند در دو جلد منتشر شده است که در این مراسم از آن رونمایی شد.
حامدی ابتدای این رونمایی درباره چگونگی انتشار کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» گفت: هشت سال پیش با جواد مجابی و دیگرانی چون حسین محجوبی هنرمند نقاش، سفری به لاهیجان و دانشگاه هنر این شهر داشتیم. من آنجا دیدم که مجابی با چه اشتیاقی به سوال تمام دانشجویان پاسخ می دهد و ذهنم نسبت به این فرد که همواره به وظیفه روشنفکرانه خود عمل کرده است، روشن تر شد. همانجا صحبتی شد درباره این کتاب که مدتی است دست ناشری مانده است. آن زمان نشر پیکره هنوز مجوز انتشار نداشت. ۵ سال بعد که ما مجوز انتشارات را گرفتیم آقای مجابی به من پیشنهاد داد این کتاب را ما چاپ کنیم. این کتاب آنقدر مهم بود که دو سال طول کشید تا با افزودن بخش های جدید، به مرحله چاپ برسد و چون هزینه هایش بالا بود ما برایش اسپانسر گرفتیم.
در بخش بعدی مراسم مهدی حسینی برای صحبت درباره ویژگی های ساختاری کتاب فراخوانده شد که البته او ترجیح داد بیشتر درباره تاریخچه تاریخ نگاری هنرهای تجسمی در ایران صحبت کند.
وی درابتدای سخنانش گفت: از نخستین نوشته هایی که در زمینه تاریخ هنر به شکل مستند به دست ما رسیده است می توان به کتابی متعلق به قرن ۹ هجری نام برد که نوشته های جعفر بایسنقری یا همان جعفر تبریزی، خطاط و مدیر هنری درباره بایسنقر میرزا است. این پادشاه دوره تیموری که خودش یک مدیر فرهنگی بود وقتی دید تعداد زیادی هنرمند برای او کار می کنند و از هنرمند هم حمایت می کند از جعفر بایسنقری خواست توضیح دهد که هر کسی در گروه هنری او مشغول چه فعالیتی است. این خوشنویس نیز نوشته هایی عرضه داشته که امروز به دست ما رسیده و گرچه بسیار کوتاه است اما شرح حالی از فعالیت هنرمندان آن دوره را داده است. همین شرح حال های دو سه خطی امروز بسیار برای ما راهگشاست.
حسینی ادامه داد: ما از طریق نوشته های این هنرمند پی به این می بریم که نگاره هایی که متعلق به این دوران است و امضا ندارد متعلق به چه کسی است. حالا می دانیم که گلستانی که در آن دوره کار شده است و هم اکنون در کتابخانه «چستر بیتی» قرار دارد کار امیر خلیل در آن دوران است.
وی تاکید کرد: وقتی ۶۰۰ سال پیش یک جمله می تواند برای ما در پژوهش هنر چنین راهگشا باشد آن وقت پی به اهمیت کتابی مثل «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» می بریم.
این پژوهشگر ادامه داد: از دیگر کتاب هایی که در این زمینه اهمیت دارد می توان به «دیوان خاص» اشاره کرد که صادق بیک آن را در دوره صفوی نگاشته است و در ادامه، کتاب مفصل تری که بهرام میرزا کار کرده است. جواهر الاخبار بوداق قزوینی هم کتاب ارزشمند دیگری نگاشته که حتی در آن شرح داده شاهنامه شاه طهماسب چگونه توسط خود شاه طهماسب از ایران خارج شده است و همه این تاریخ نگاری های ساده و کوتاه بسیار امروز برای ما راهگشاست.
«گلستان هنر» نخستین کتاب جدی در عرصه تاریخ نگاری هنرهای تجسمی
حسینی اما از کتاب «گلستان هنر» به عنوان اولین کتاب جدی این عرصه که در آن شرح حال هنرمندان مفصل تر آمده است نام برد و با اشاره به اینکه بعدها در دوره زند و قاجار ما کتاب هایی از این دست نداشتیم گفت: از نظر من کتابی که امروز از آن رونمایی می شود از یک نظر بسیار حائز اهمیت است. ما یک نقاش نوگرایی در تاریخ هنر داریم به نام محمود خان ملک الشعرا که بسیاری معترف نیستند او آغاز کننده راه نوگرایی در هنر نقاشی ایران بوده است. وقتی به آثار او که ۱۵۰ سال پیش خلق شده نگاه می کنیم می بینیم او به عنوان نقاشی که اروپا هم نرفته بود چگونه روح زمانه خود را درک کرده و در آثارش همانند هنرمند هم دوره اروپایی اش «مونه» عنصر زمان را وارد آثارش کرده است. در این سال ها درباره کمال الملک بسیار گفته شده است اما من خوشحال هستم که کتاب پیش رو، هنر نوگرای نقاشی را از محمود خان آغاز می کند و این نشان دهنده آگاهی نویسنده به تاریخ هنر و ارزش تک تک هنرمندان است.
وی با اشاره به اینکه کتاب از دو بخش تشکیل شده که در بخش نخست به تاریخ هنر می پردازد و از شخصی مثل محمود خان آغاز می کند تا ۱۳۱۹ که دانشکده هنرهای زیبا و بی نال ها و... شکل گرفت و در بخش دوم کتاب به معرفی هنرمندان نوگرا و مدرن می پردازد، گفت: نوشتن چنین کتابی ایثار می خواهد چون مستند کردن مباحث تاریخی بسیار اهمیت دارد و مهم این است که در جلد دوم و معرفی هنرمندان جواد مجابی هنرمندان را از یک الک ریز رد کرده است تا هر هنرمندی وارد این کتاب نشود و هنرمندان تاثیرگذار وارد این میدان شوند. ضمن اینکه او نسل دومی را معرفی کرده که پیشگامان نسل فعلی هنر نوگرایی در ایران مجسوب می شوند.
در ادامه مراسم مرجان تاج الدینی، پژوهشگر هنرهای تجسمی درباره کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» گفت: پیش از اینکه درباره کتاب حرف بزنیم باید درباره تاریخچه نقد در ایران بگویم. تا یک روزگاری تصویر در خدمت متن بوده است و باید ببینیم از چه زمانی متن در خدمت تصویر درآمده است چون تا قبل از آن که هنر نقاشی هویت مستقل نداشته شاید انتظار تاریخ نگاری بر آن هم به جا نباشد.
وی ادامه داد: هرچه هنرمند نقاش مستقل تر می شود ما می بینیم نگارش درباره تاریخ هنر هم مستقل تر می شود و همراه آن رشد پیدا می کند. کلا هم باید گفت در دهه ۳۰، دو گروه درباره تاریخ هنر نوشته اند. یک عده ادیب بوده اند که چون دست به قلم بوده اند درباره هنرهای تجسمی و هنرمندانش نوشته اند مانند یار شاطر یا جلال آل احمد و جواد مجابی و دسته دوم خود هنرمندان هنرهای تجسمی بوده اند که در این باره نوشته اند مثل رویین پاکباز یا آیدین آغداشلو.
این پژوهشگر با بیان اینکه کتاب پیش رو ما را با برهه های مهم تاریخ هنر تجسمی و افراد شاخص آن مثل محمود خان ملک الشعرا، ابوالحسن خان صدیقی، تاسیس دانشکده هنرهای زیبا و... جلب می کند گفت: خوبی این کتاب این است که کسی آن را نوشته است که از نسل خود هنرمندانی است که از آنها در کتاب یاد می شود و یک قضاوت راستین درباره آنها دارد چون زیست هنری آنها را خودش نیز زیسته است. شاید اگر از نسل جوان امروز کسی این کتاب را می نوشت رویکرد دیگری داشت. تاریخ نگاری فرهنگی با تاخیر همواره به دست ما رسیده است اما امید این است حالا که هنر معاصر ما با ریتم تندتری به کار خود ادامه می دهد تاریخ نگاری هنر معاصر هم همپای این ریتم حرکت کند.
این یک روایت شخصی از تاریخ هنر است
اما جواد مجابی سخنران آخر این مراسم بود. او که معتقد است آنچه نگاشته یک روایت شخصی از تاریخ هنر است و اگر قرار بود یک اثر پژوهشی بسیار دقیق در این زمینه منتشر شود باید توسط یک موسسه خصوصی با ده ها محقق آگاه و صرف وقتی بسیار صورت بگیرد گفت: من فعلا به نیابت از آنها این کتاب را نگاشتم.
مجابی با بیان اینکه این کتاب به درد پزوهشگران، دانشجویان رشته هنر، هنرمندان و همه اهالی هنرهای تجسمی و علاقه مندان این عرصه (به جز کسانی که کتاب را برای دکور خانه بخواهند) می خورد، گفت: هنرمندان ما کمتر به دیدن آثار همدیگر می روند و از حال هم و کار هم بی خبر هستند. شاید این کتاب این خلا را هم پر کند.
وی همچنین درباره انتخاب هنرمندانی که در جلد دوم کتاب درباره اش سخن گفته و نبود نام برخی از هنرمندان نیز گفت: ملاک انتخاب من هنرمندانی بوده اند که ۴ یا ۵ دهه فعال بوده اند. کارهایشان مورد قبول جامعه حرفه ای بوده است و منتقدان داخلی و خارجی به آنها توجه کرده اند. کسانی که من نمی توانم سلیقه شخصی ام را درباره آنها لحاظ کنم چون جامعه فرهنگی آنها را به عنوان هنرمند تاثیرگذار قبول کرده است.
مجابی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به منتقدانی که از اوایل قرن کار نقد نویسی را آغاز کردند و پیشگامان این عرصه بودند، گفت: نقد اوایل قرن به عنوان عنصر فرنگی وارد ایران شد. ابتدا بسیاری از منتقدین فقط تلاش می کردند، بگویند هنر چیز بدی نیست و کارشان دفاع از هنر بود. از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ ما چنین وضعیتی را در نقد نویسی داشتیم. وقتی در ۱۳۲۰ نشریات شمارشان زیاد شد برخی آمدند درباره مبانی هنر نو صحبت کردند که فاطمه سیاح پیشگام این عرصه بود. او از این حرف می زد که هنر جنبه تزئینی ندارد و می تواند خود زندگی باشد. بعدها سیمین دانشور و جلال احمد در این باره نوشتند و یار شاطر و دریابندری و ... در ادامه هم نادرپور کمک بسیاری به این امر کرد.
این پژوهشگر ادامه داد: من و صوراسرافیل به این شاخه پیوستیم که ما جملگی در شاخه ادیبان منتقد قرار می گیریم. اما کسی مثل ضیاپور هم بود که شاید منتقد بودنش از هنرمند بودنش پیشی می گرفت. او اولین کسی بود که رساله ای نوشت و بدون نام بردن از هنر آبستره آن را تبیین کرد. منصوره حسینی، ایران درودی، رویین پاکباز، آیدین آغداشلو کسان دیگری بودند که تا قبل از سال ۵۷ به طور جدی درباره هنر می نوشتند. آنها بیشتر سعی کردند مسائل نظری هنر را برای مردم تشریح کنند تا هنرهای تجسمی که داشت از سوی یک عده محکوم به این می شد که قابل فهم برای مردم عادی نیست از این وضعیت در بیاید و مردم الفبای شناخت هنرهای تجسمی را بشناسانند.
مجابی با بیان اینکه در آن دوران هنرمندان بسیار درگیر این بودند که چگونه فرم هنر را از غرب بگیرند اما روح شرقی در آثارشان داشته باشند نیز گفت: در آن دوران عده ای از هنرمندان برای اینکه روح شرقی را در هنر خود بیاورند مثلا معماری ایرانی را وارد نقاشی هایشان می کردند یا زیور آلات و پوشاک ایرانی را و یا روستاها را به نمایش می گذاشتند. همین گونه مکتبی به نام سقاخانه شکل گرفت. اما عده دیگری هم بودند که می گفتند زبان نقاشی جهانی است و ما با این زبان حرف می زنیم و وقتی ایرانی هستیم پس کارمان هم ایرانی محسوب می شود حتی اگر در جغرافیای ایران حضور فیزیکی نداشته باشیم اما چون تحت تربیت ایرانی هستیم آثارمان ایرانی خواهد بود.
وی در پایان با اشاره به اینکه شاید این کتاب جلد سومی هم داشته باشد که به معرفی هنرمندان پس از سال ۵۷ بپردازد گفت: امیدوارم حمایتی که این سال ها از هنری مثل سینما شد و مثلا به جشنواره های خارجی راه پیدا کرد و خود را شناساند شامل حال هنرهای تجسمی هم بشود. چون نقاشی ایرانی حرف بسیاری برای گفتن در سطح جهانی دارد.
در کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» که ۴۲۶ هنرمند معرفی شده اند، در بخش تاریخ نگاری به مباحثی چون از نوگرایی تا نوآوری، سرچشمه نوگرایی، بی نال های پنج گانه تهران، نسل دوم، گالری ها و هم سویی فرهنگی، نقاشی در دهه ۶۰، انقلاب و نقاشی نو و..... می پردازد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت: 11:54
علیرضا سعادتمند درباره حضور در این نمایشگاه گروهی با اشاره به اینکه با دعوت صبا مبینی مدیر گالری شهر کتاب فرشته این نمایشگاه گروهی را برگزار کرده اند، گفت: این نمایشگاه بیشتر حاصل دعوت و همکاری صبا مبینی به عنوان مدیر گالری است اما من پیش از این هم در نمایشگاههای گروهی در کنار امید خاكباز، فرناز جهانبین و كیوان مكری شرکت کرده ام و این نخستین نمایشگاه گروهی من با این هنرمندان نیست.
وی با تاکید بر این که هر هنرمندی سلیقه و زاویه دید شخصی خودش را دارد بیان کرد: هر کدام از هنرمندان فضای شخصی مربوط به خودشان را دارند و در این دنیای شخصی است که دست به خلق آثار هنری میزنند. به این دلیل هیچگاه این دیدگاه را نداشتم که اگر آثارم در کنار آثار دیگر دوستان و همکارانم در یک رشته هنری به نمایش در بیاید مقایسه ای صورت میگیرد. چون وقتی یک هنرمند جستجوگر است، هر روز به دنیای جدیدی قدم میگذارد. بنابراین من نگرانی در این زمینه ندارم و بارها در چنین نمایشگاههایی شرکت کرده ام.
سعادتمند درباره علاقه اش به خط و خوشنویسی گفت: علاقه من به خط و خوشنویسی به دوران کودکی برمی گردد، زمانی که حضور در مکان های مذهبی و دیدن کاشیها و معماری این مکانها من را مجذوب خودش میکرد. البته هنوز هم وقتی از یک مکان مذهبی مخصوصا از یک ابنیه تاریخی قدیمی دیدن می کنم احساس میکنم روح آسمانی هنرمند آن ابنیه در هنرش زنده و جاری است و در عین حال هوش از سر مردم برمیدارد.
وی افزود: بخش دیگری از این علاقه به پدرم برمیگردد. پدرم استاد کاشی و سرامیک بود و به او سفارش کتیبه ها و کاشی های بناهای مختلفی را می دادند. من هم از دوران کودکی در کارگاه پدرم بزرگ شدم. بنابراین از این دنیا دور نبودم. ولی نقاشی را هم دوست داشتم و دارم و سعی می کنم گاهی به آن گریزی بزنم. حتی نمایشگاههایی هم از آثار نقاشیام تاکنون برپا کرده ام.
این هنرمند با اشاره به این که معتقد است هیچ چیزی مشخص و قابل پیش بینی نیست، عنوان کرد: نقاشی خط را دوست دارم ولی به نقاشی گرایش بیشتری دارم و به آن بیشتر علاقمند هستم. دوست دارم نقاشی کنم و نگاه نقاشانه به دنیا را دوست دارم ولی همیشه به نوعی به خط هم علاقمند بودم و فکر می کنم نمی توانم هرگز آن رها کنم. انتخاب میان خط و نقاشی برایم دشوار است.
سعادتمند در پاسخ به این پرسش که در آثار نقاشیخط به دنبال انعکاس چه دغدغه شخصی است گفت: نقاشیخط از لحاظ القای مفهوم تاکنون وابستگی بسیاری به مضمون و متن داشته است و اکثر این متنها از آثار بزرگان ادب و فرهنگ و احادیث و آیات قرآن انتخاب میشوند. ولی در مفهوم معاصر گاه حتی با نگاهی فارغ از متن، مفهومی نو و جدید القا می شود و یا گاه صرفا در جهت خلق کمپوزیسیون و فرم های تزئینی مورد استفاده قرار می گیرد. من بیشتر از همان حالت دوم که با استفاده از هنر خوشنویسی فقط یک فرم و کمپوزیسیون نقاشانه خلق می شود استفاده می کنم.
این نقاش در خصوص آثار به نمایش در آمده اش در گالری شهر کتاب فرشته یادآور شد: در آثار جدیدم از متریال های جدیدتری استفاده می کنم ولی در این نمایشگاه از همان تکنیک های سابق میکس مدیا استفاده کرده ام . امیدوارم آثار جدیدم را در نمایشگاه های بعدی بتوانم به معرض نمایش بگذارم.
سعادتمند ادامه داد: حساب نمایشگاههایی که تا به حال برگزار کرده ام یا در آن ها شرکت داشته ام از دستم خارج شده ولی فکر می کنم حدودا در بیش از ۷۰ نمایشگاه گروهی و ۲۰ نمایشگاه انفرادی در این هفده سال حضور داشته ام و آثاری که در این نمایشگاه به معرض نمایش گذاشتم حاصل کار چند ماه اخیر است.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت: 11:54
فراوری: یاسمن پیشوایی- بخش هنری تبیان

«شکاف» عنوان تازه ترین آثار پانته آ بغدادی است که خلق آن مدت دو سال طول کشیده است و حاصل آن 14 اثر بدون عنوان از مجموعه های «شکاف»، «نهایت»، «در حاشیه» و «همراه من » است. تکنیک این آثار ترکیب مواد و رنگ روغن بر روی بوم است.
هنرمند در این آثار نقشه های توپو گرافی و شهری را بر روی پرتره هایی که بعضی سعی در پوشاندن صورت خود دارند آورده و با به تصویر کشیدن مهر ها ی قدیمی و برچسب هایی که بر روی فیگور انسان ها و اطرافشان زده شده و ادغامش با نقوش سنتی به صورت فرم های متوالی از تاثیر زیاد محیط ، اطراف و شرایط بر روی انسان ها می گوید.
همنرمند خانم بغدادی هدف از تصویر کشیدن میله ها، مهرها و نقشه ها و ادغام آن ها با پرتره های مختلف را تلاش برای تاثیرات محیطی و اطراف بر روی انسان ها می داند. از سویی هیچ کدام از پرتره های این آثار انسان های ضعیفی نیستند به عبارت دیگر آن ها عقب نشینی نکرده و تسلیم نشده اند بلکه قالب را شکسته و از این حالت خارج شده اند.
پانته آ بغدادی متولد 1360 است. او کارشناسی ارشد مهندسی معماری از دانشگاه آزاد تهران دارد. بغدادی تا کنون در یک نمایشگاه گروهی و انفرادی حضور داشته است. «شکاف» دومین نمایشگاه انفرادی وی محسوب می شود.
نمایشگاه نقاشی «شکاف » تا تاریخ یکم تیرماه در گالری شکوه واقع در خیابان فرمانیه،بلوار اندرزگو،خیابان امیر نوری، پلاک 19 دایر است و علاقمندان می توانند همه روزه (به جز پنجشنبه ها و تعطیلات رسمی) از ساعت 17 الی 21 از این آثار دیدن نمایند.
منابع:
هنرآنلاین/ عکاس: امیرحسین خلیلی
خبرآنلاین
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت: 7:35
عکاس بینالمللی و پیشکسوت استان گیلان در بیمارستان پورسینا رشت بستری شد.
محمد کوچکپور کپورچالى عکاس بینالمللی در سال ١٣٣٤ هجرى شمسى در کپورچال بندر انزلى دیده به جهان گشود. عکاسى را از سال ١٣٦٠ با ابتدایى ترین امکانات و بدون هر گونه آموزشى ولى عاشقانه آغاز کرد.
او تحت تاثیر محیط پیرامونش (منطقه سرسبز گیلان) ابتدا به عکاسى از طبیعت پرداخت ولى دیرى نپایید که مردم و زندگى نیز به علاقهمندیهایش افزوده شد. کوچکپور در طول این ٢٧ سال عکاسى به جز گیلان به اکثر استانهاى ایران و همچنین به برخى کشورهاى دیگر نیز سفر کرده و طبیعت، فرهنگ و باورهای مردم آن سامان را به تصویر کشیده است که حاصل آن حدود ٢٥٠ هزار قطعه عکس است که در مجموعه شخصى اش نگهدارى مى شود.
عکسهاى او حکایت عجیبى دارند، او راوى مصور تاریخ معاصر گیلان است و این مجموعه از کارهاى خود را، عکسهاى سریالى مى نامد. چرا که بعد از شناسایى چهرهها و شخصیتهاى خاص گاهى تا حدود ٢٥ سال بر روى آنها متمرکز شده تا بتواند آن ها را به بهترین شکل به تصویر بکشد و برای همیشه در تاریخ ثبت کند.
برپایی ١٨ نمایشگاه داخلی و ٤ نمایشگاه برون مرزى، کسب مقام اول در مسابقات مختلف عکاسی داخل کشور در کارنامه هنری کوچکپور به چشم می خورد.
کسب موفقیت در چهار مسابقهی عکاسی آسیا و اقیانوسیه یونسکو در ژاپن در سال های ١٩٨٩، ١٩٩٠، ١٩٩١ و ١٩٩٦ میلادی، دو دوره مسابقه عکاسی بینالمللی شانگهای چین در سالهای ١٩٩١ و ١٩٩٦، سه دوره مسابقه عکاسی جهانی آساهی شینبون ژاپن به همراه مدالیون طلا در سالهای ١٩٩٠، ١٩٩٥ و ١٩٩٨، دریافت جایزه از انجمن بینالمللی خلاق انگلستان به همراه مدال برنز فیاپ عکاسی آمریکا در سال ١٩٩٢، موفقیت در مسابقه عکاسی بینالمللی خانه فرهنگ بلژیک در سال ٢٠٠٣، کسب جایزه از نمایشگاه بین المللی عکس انسانیت کشور چین در بخش "زندگی روزمره" در سال ٢٠٠٤ و... از دیگر افتخارات این هنرمند گیلانی است.
عیادت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان از عکاس پیشکسوت استان
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان با حضور در بیمارستان پورسینا رشت، از محمد کوچکپور کپورچالی عکاس بین المللی و پیشکسوت استان عیادت کرد.
به گزارش روابط عمومی ادارهu200aکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان، عصر یکشنبه ٢٣ خرداد با حضور در بیمارستان پورسینا رشت، از محمد کوچکپور کپورچالی عکاس بین المللی و پیشکسوت استان عیادت کرد.
فیروز فاضلی در این عیادت از وضعیت جسمی این هنرمند با سابقه و پرافتخار گیلان و معالجه او آگاهی یافت و از خداوند متعال برای وی آرزوی سلامتی کرد. قاسم مصفا مسئول روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان، فاضلی را در این دیدار همراهی کرد.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 25 خرداد 1395 ساعت: 14:59

قطع اختصاصی این قرآن در اندازه ٤٢ در 57 سانتیمتراست و از ویژگی های منحصر به فرد آن می توان به کاغذ دست ساز زرافشان شده، نگارش به خط ثلث، طراحی 176 تذهیب اختصاصی برای هر صفحه، جلد و رحل قلمزنی شده از جنس نقره و پلاتین، جلد تزئین شده با بیش از 1350 قطعه برلیان و یاقوت کبود اشاره کرد. مهم ترین ویژگی این اثر در قلمزنی جلد، کار محمدعلی ساعی است که سه سال زمان صرف آن شده است و آن هم طراحی جلد نقره با قطع بزرگ به فرم کتاب که تمام نکات هندسی در نقوش را به ظرافت در آن رعایت کرده است. همچنین در این مراسم 7 جلد از اثر کم نظیر «قطره ای از دریا» که شرح 12 جلدی بر سخنان امام علی(ع) به قلم حجت الاسلام والمسلمین حبیب زاده ایلی است رونمایی شد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ما هم به میزان قابل توجهی نسبت به وضعیت فرهنگی کشور نگرانی جدی داریم.
به گزارش «ایران»، شامگاه دیروز آیین افتتاحیه بیست و چهارمین نمایشگاه قرآن و عترت با شعار «به سوی فهم قرآن » با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونانش و برخی نمایندگان مجلس در محل مصلای تهران برگزار شد.
علی جنتی در این مراسم با اشاره به نگرانی اخیر رهبر معظم انقلاب نسبت به وضعیت فرهنگی جامعه در این باره ادامه داد: وقتی در جامعه تظاهر و ریا رواج یابد و هواهای نفسانی نظیر خودخواهی ها در جامعه فراگیر شود، مردم نسبت به گناه حساسیت نخواهند داشت. وقتی حقوق مردم پایمال می شود، غیبت رواج می یابد، راستگویی کمتر مشاهده می شود و گمراهی و گناه جامعه را فرا می گیرد.
وی در ادامه افزود: اگر برنامه ریزی ها و اقدامات مجموعه نظام براساس معارف بلند قرآن کریم صورت گیرد و به نحو صحیحی مردم با فرهنگ قرآن و اهل بیت آشنا و به آن معتقد شدند، قطعاً ثبات و آرامش در جامعه حکمفرما می شود و بسیاری از آسیب های اجتماعی کاهش می یابد.
وزیر ارشاد تأکید کرد: ما باید بر اساس کلام مولا امیرالمومنین به قرآن مراجعه کنیم زیرا قرآن کریم شفای دردهای جامعه را معرفی می کند.
جنتی با اشاره به اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توانسته گام های موثری در جهت رشد دینی و نشر آموزه های قرآن کریم و فراهم آوردن فضای با نشاط فرهنگی در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی بردارد، خاطرنشان کرد: ما عمیقاً معتقدیم بحران های روحی در جهان امروز که ریشه آن در یأس، احساس بی هویتی و پوچ گرایی است و گاه نشانه هایی از آن در جامعه ما نیز مشاهده می شود نتیجه دوری از پیام انبیا و معارف الهی است و راه رهایی از گرداب مادیت و صعود به قله های کمال انسانی در گرو فهم درست قرآن و عمل به آن است.
او در ادامه افزود: این نمایشگاه با شعار «به سوی فهم قرآن» در پی وصول به این هدف مهم و حیاتی از طریق بهره گیری از خلاقیت های هنری و آثار اندیشمندان در عرصه های مختلف آموزش، پژوهش، ادبیات و غیره می باشد. وی افزود: این نمایشگاه عرصه مناسبی است برای عرضه و تبادل تجربیات در زمینه شیوه های فهم قرآن از طریق عنصر هنر و اندیشه برای تمام اقشار و طبقات اجتماعی و زمینه ای مطمئن برای ایجاد دلبستگی و وابستگی به قرآن عزیز و دمیدن روح امید و نشاط و نوآوری و دستیابی به سبک زندگی قرآنی است.
وزیر ارشاد با اشاره به هدف اصلی قرآن کریم که هدایت انسان ها به سوی آرامش، خوشبختی و سعادت است، خاطرنشان کرد: سمت و سوی نمایشگاه قرآن علاوه بر فهم قرآن باید احیای قرآن میان مسلمانان جهان باشد. الحمدلله در نمایشگاه قرآن موضوعاتی مانند رسانه و احیای قرآن، دانشگاه و احیای قرآن و همچنین مدرسه، حوزه علمیه، خانواده و جوان هریک با احیای قرآن مورد توجه قرار گرفته اند.
جنتی در ادامه سخنانش با اشاره به سوره یوسف در قرآن گفت: پاسخ ده ها مشکل اساسی در زمینه اخلاق، مدیریت، اقتصاد و تربیت را می توان در این سوره یافت که متناسب با شرایط امروز جامعه است. اول بعد فرهنگی است. در این سوره طریق رهایی از معضلات اخلاقی را منحصر در خودسازی و مهار نفس سرکش دانسته و راه نجات از کید نفس اماره را تمسک به صبر و بردباری و حتی تحمل ناملایمات حتی به قیمت قبول سختی ها در زندان دانسته. مسأله دوم، مدیریت صحیح در جامعه را به دو شرط اساسی تخصص و تعهد پیوند زده و سومین بخش داستان یوسف به مدیریت صحیح اقتصادی که باعث آبادی مصر و رفاه مردم شد، اشاره گردیده است. همچنین در ابتدای این مراسم حجت الاسلام والمسلمین محمدرضا حشمتی، معاون قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن ابراز خرسندی از برگزاری نمایشگاه قرآن، به تشریح ویژگی های نمایشگاه امسال پرداخت.
ایران/مریم سادات گوشه
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 25 خرداد 1395 ساعت: 14:59
فراوری: یاسمن پیشوایی

دوسالانه ونیز Venice Bieale) ) یا بینال ونیز، نمایشگاهی از آثار هنری معاصر است که هر دو سال یکبار (در سال های فرد) در شهر ونیز ایتالیا برگزار می شود.
شكل گیری بی ینال ونیز حاصل تفكر شهردار شهر ونیز، ریكاردو سِلواتیكو بود. او توانست طرح ایجاد «نمایشگاه دوسالانه ی هنر ایتالیا» را در انجمن شهر ونیز در تاریخ 19 آوریل 1893 به تصویب برساند. اولین دوره ی این نمایشگاه در 22 آوریل 1984 افتتاح شد.
از آن سال تا کنون هر دو سال یکبار این نمایشگاه تشکیل می شود و آخرین دستاوردهای هنری روز جهان در آن به نمایش در می آید؛ از سویی با گذشت زمان، بخش های این بینال که در آغاز محدود به هنرهای تجسمی بود نیز گسترش یافت به طوری که امروزه در شاخه های مختلف هنری اعم از نقاشی و مجسمه سازی تا موسیقی، تئاتر و سینما را در برمی گیرد.
تا کنون و در طی تقریبا 60 بینال برگزار شده در ونیز، آثاری از مشهورترین هنرمندان جهان در زمینه هنرهای تجسمی همچون، گوستاو كلیمت ، هنرمندان پیشگام امپرسیونیست و پساامپرسیونیست شاگال ، كله ، براك ، دِلْوُ ، انسُر ، ماگریت ، نمایشگاهی از تندیس های هنرمندان آفریقایی ، آثار موسیقی هنرمندانی چون جورج گرشوین ، ایگور استراوینسكی و بنجامین بریتن ، آثار سینمایی مشهور جهان چون راه زندگی اثر نیكلای اك (شوروی 1930)، مرد آرانی اثر رابرت فلاهرتی (انگلستان 1934)، آنا كارنینا اثر كلارنس براو (آمریكا 1935)، امپراتور كالیفرنیا اثر لوئیس ترنكر (آلمان 1936)، برنامه ی رقص اثر ژولی ین دوویویه فرانسه 1937) و المپیا اثر لنی ریفنشتال (آلمان 1938) به نمایش درآمده است.

سال 2003 سالی بزرگ برای ایران بود. در این دوره از نمایشگاه هنر، ایران برای اولین بار به طور رسمی شركت كرد. هنرمندان غرفه ی ایران عبارت بودند از احمد نادعلیان ، حسین خسروجردی و بهروز دارش . جایزه ی اثر برتر به آویشن خبرزاده ، كه در غرفه ی ایتالیا شركت كرده بود، تعلق گرفت .
از آن سال به بعد پای هنرمندان عرصه تجسمی به این دوسالانه باز شد و انصافا خوش درخشیدند. اما متاسفانه خبری از موسیقی ایرانی نبود.
حال پس از 86 سال غیبت، ایران سرانجام به بی ینال موسیقی ونیز رسید. شصتمین دوره ی برگزاری این فستیوال میزبان سه هنرمندان جوان ایرانی، یعنی مهدی خیامی، کارن کیهانی و علیرضا فرهنگ خواهد بود که قطعاتی از موسیقی معاصر را اجرا خواهند کرد.

آقای خیامی! با این که ایران در دوره های گذشته ی برگزاری بی ینال ونیز، حضور نسبتا خوبی در بخش هنرهای تجسمی داشته است، اما شاهد غیبت طولانی مدت موسیقی ایران در این رویداد بوده ایم. فکر می کنید دلیل این غیبت 86 ساله چیست؟
این موضوع دلیل که نه، بلکه دلایل مختلف و متفاوتی دارد؛ فکر می کنم، پاسخ دادن به این پرسش واقعا به یک کار بلندمدت تحقیقاتی درباره آهنگسازان ایرانی از اولین دوره ی برگزاری بی ینال موسیقی تا امروز نیاز دارد، اما شاید دلیلش این است که ما در سده های گذشته هم در تاریخ موسیقی کلاسیک، آهنگسازانی نداشته ایم.
با این حال، من بیشتر از این که به دنبال دلایل غیبت آهنگسازان ایرانی باشم، ترجیح می دهم به این فکر کنم حالا که به اینجا رسیده ایم، در برنامه ای بتوانیم هر سال در این فستیوال حضور مستمر داشته باشیم. به اعتقاد من، به لحاظ توانایی کار هنری در دوره ای هستیم که فضا برای حضور هرچه بیشتر هنرمندان ایرانی فراهم است. از آنجا که من به توانایی نوازندگان ایرانی بسیار باور دارم، امیدوارم در سال های بعد، علاوه بر اجرای آنسامبل های اروپایی بتوانیم با نوازندگان ایرانی هم در این فستیوال شرکت کنیم.
در این دوره از بی ینال ونیز شاهد حضور سه آهنگساز ایرانی خواهیم بود. نحوه ی حضور و انتخاب هنرمندان به چه شکلی بود و شما چگونه پذیرفته شدید؟
آقای «سندرو گرلی» رهبر و مدیر هنری دیورتیمنتو آنسامبل مستقر در شهر میلان ایتالیا حدود یک سال پیش، پیشنهاد همکاری با آنسامبل شان را به من داد که از جمله ی این پیشنهادها، سفارش ساخت یک قطعه ی جدید بود. پس از برگزاری جلسات طولانی و متعددی که با هم داشتیم، قرار بر این شد که من قطعه ای را برای کمانچه و آنسامبل بزرگ بنویسم. پس از آن هم مدت ها روی سایر قطعات کنسرت کار و آثار مختلفی را ارزیابی کردیم. در نهایت نیز به این نتیجه رسیدیم که قطعات آهنگسازان موسیقی معاصر ایرانی را که برای یک ساز ایرانی و سازهای غربی نوشته شده اند، بررسی کنیم تا این که قطعه ی علیرضا فرهنگ برای تار و آنسامبل و قطعه ی کارن کیهانی برای سنتور و آنسامبل، از بین دیگر قطعات انتخاب شدند.
در مرحله ی بعد، هر سه آهنگساز توسط کمیته هنری فستیوال بررسی شدند و پس از تأیید نهایی، این خبر توسط دبیر فستیوال اعلام شد.
شاید بد نباشد کمی درباره ی اهمیت بی ینال موسیقی ونیز در میان هنرمندان و به طور کلی، در دنیای موسیقی صحبت کنید. منظورم وجاهت هنری این فستیوال است.
بارزترین ویژگی بی ینال موسیقی ونیز، دربرداشتن اولین اجراهای جهانی آثار آهنگسازان برتر از سراسر دنیاست.
به اعتقاد من، وقتی یک فستیوال به شصتمین دوره ی برگزاری اش می رسد، با یک نگاه به تاریخچه اش می توانیم به این موضوع بیشتر پی ببریم. مثلا بسیاری از آثار ایگور استراوینسکی، برای اولین بار در جهان در بی ینال موسیقی ونیز اجرا شده و سال ها یکی از آهنگسازان همیشه حاضر در این فستیوال بوده است.
سرگی پروکوفیف، لویجی نونو، لیگتی، بریو، اشتوکهاوزن، دالا پیکولا، بولز، برونو مادرنا، ایکسناکیس، جان کیج و 6 آهنگسازان برجسته ی موسیقی جهان، در دوره های مختلف در این فستیوال شرکت کرده و آثارشان را برای اولین بار همین جا روی صحنه برده اند.
شما کمتر آهنگساز مطرح جهانی را از سال 1930 به بعد پیدا می کنید که نامش در بی ینال ونیز ثبت نشده باشد. از طرفی، جایزه ی «شیر طلایی» هیچ وقت جنبه ی رقابتی در بی ینال موسیقی ونیز نداشته است و صرفا هر سال به کارنامه ی هنری بلندمدت یک آهنگساز اهدا می شود. امسال «سالواتوره شارینو» برای زبان ویژه ای که در موسیقی ایجاد کرده و انتشار بیش از 130 سی دی شیر طلایی خواهد گرفت که خبر آن همزمان با انتشار برنامه ی فستیوال و آثار راه یافته اعلام شد.
سال های قبل این جایزه به هنرمندانی مانند لوچیانو بریو، گئورگی کورتاگ، هلموت لاخنمن، پیر بولز و آهنگسازان دیگر اهدا شد.
شما چه قطعاتی را برای اجرا در بی ینال ونیز در نظر گرفتید و نحوه ی اجرای اثر دقیقا به چه صورتی خواهد بود؟
قطعه ی کنسرتو کمانچه، اثری است که در این روزها مشغول ساختش هستم. در حالی که اولین اجرای جهانی اش را با «دیورتیمنتو آنسامبل» به رهبری سندرو گرلی و سولیستی سامان صمیمی (نوازنده ی کمانچه) در بی ینال موسیقی ونیز خواهد داشت. این کار توسط انتشارات «سووینی زربونی» چاپ و منتشر خواهد شد؛ اما درباره جزییات بیشتر این قطعه و چگونگی اجرایش ترجیح می دهم که پس از به پایان رسیدن آن با هم صحبت کنیم.
با توجه به این که بی ینال به اجرای آثار موسیقی معاصر اختصاص دارد، آیا در آثار آهنگسازان شرکت کننده از ایران، تأکیدی مبنی بر استفاده از مولفه های موسیقی ایرانی وجود دارد یا صرفا یک کار سلیقه ای است؟
این به انتخاب یک آهنگساز بستگی دارد؛ اما این که برای راه یافتن به بی ینال موسیقی ونیز اثر باید حتما مولفه هایی را از موسیقی ایرانی داشته باشد، خیر؛ الزاما این طور نیست.
برچسب: نویسنده: فرومی تاريخ: سه شنبه 25 خرداد 1395 ساعت: 14:59